جلسه ۲۰۶
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در جلسات گذشته عرض شد که برای کیفیت ربط حادث به قدیم یک تمثیلاتی ذکر کردهاند؛ یکی از آنها [گفته است که] در حرکت دوریه در اینجا یک امری است که خودش واحد است اما در هر مقطعی که قرار میگیرد یک نسبتی با خارج پیدا میکند که براساس آن نسبت با مقطع دیگر اختلاف پیدا میکند و در مانحنفیه هم مسئله به همین کیفیت است، این حرکتی که در طبیعت است و در عالم حوادث وجود دارد یک حقیقت واحدی در او هست گرچه از نظر حدوث، هر مقطعی با مقطع دیگر فرق میکند و در هر مقطعی یک حادث جدیدی است که با آن حادث قبلی یا حادث بعدی یا در عرض هم تفاوت دارد.
اما آنچه که به او حرکت است و حرکت در او واقع میشود که عبارت از نفسالشیء است آن نفسالشیء در همۀ اینها موجود است یا به عبارت دیگر خود نفسالحَرَکه یک امر است واحد بسیطی است که او در همۀ این مقاطع وجود دارد و یک امر واحد است. آن امر واحد در هر برههای یک نمودی دارد یک ظهوری دارد که ما اسم آن ظهور را حادث میگذاریم. بناءًعلیٰهذا ارتباط حادث به قدیم به نفس آن امر بسیط است که اسمش حرکت است، اینهم مانند فیض پروردگار است که آن فیض پروردگار در ارتباطش با آن طبیعت یا آن حرکتی که آن حرکت امر واحد است در هر برههای یک مسئلۀ حادثی از خود بهوجود میآورد. این ربط بین حادث و قدیم میشود.
در واقع چون در آنجا عالم، عالم ثابتات است و این عالم، عالم حوادث است آن امر ثابت رابط بین این مسائلی است که حادث میشود و بین آن عالم است که در آن عالم ثبوت و قرار است. مرحوم حاجی به این وسیله این مطلب را اثبات کردهاند.
مرحوم صدرالمتألّهین یک بیان دیگری دارد که با آن بیان هم ایشان خواستهاند که این ارتباط بین حادث و قدیم را اثبات کنند؛ ایشان میفرمایند که شما در حرکت جوهریه لامحاله باید یک امر ثابتی داشته باشید که آن حرکت در او واقع شود والاّ آن حرکت جوهریه معنا ندارد؛ حرکت در دو ذات که با همدیگر تفاوت داشته باشند معنا ندارد؛ وقتی که شما یک دانۀ گیاهی را که یک خصوصیاتی دارد میکارید این حرکت جوهریه موجب میشود که در این دانه دائماً تبدّل ماهیت بهوجود بیاید و این تبدّل ماهیت او را از یک ماهیت به ماهیت دیگری سوق دهد. این حرکتی که الآن در جوهر این دانه هست آن حرکت بر یک امر ثابتی واقع شده است که ذات این شیء است. ذات او دائماً ماهیتهای مختلفی به خود میگیرد. درست شد؟!

