جلسه ۲۰۶
5بهنظر میرسد که ما این بحث را در اینجا خیلی ادامه ندهیم، إنشاءالله در مباحث بعدی که مباحث نفس و ماده و امثالذلک است خودبهخود در آنجا خواهد آمد. ما فعلاً بر ممشای قوم مشی میکنیم که حرکت جوهریه را عبارت از تبدّل عوارض مختلفه و تبدّل ماهیات مختلفه بر جوهر واحد میدانند یعنی یک جوهر واحد با حفظ وحدت شخصیۀ خود در او تغییر و حرکت پیدا میشود و با حفظ همان وحدت شخصیه و تشخُص خود صور مختلف و فصول ممیزۀ مختلفی به خودش میگیرد و ما میبینیم با عروض هر فصل ممیزی و هر صورتی یک ماهیتی جدای از ماهیت دیگر با عوارض مخصوص به خود و با آثار مخصوص به خود پیدا میکند. ما فعلاً براساس این مشی و براساس این نَهَج که همین نَهَج مرحوم صدرالمتألّهین است بحث میکنیم که ربط حادث به قدیم به چه کیفیت است. به این نحو عرض میکنیم که چون در حرکت جوهریه یک ذات دارای عوارض مختلف و حالات مختلفی میشود آن ذات دو جهت دارد؛ یک جهتی دارد که این جهتش همان است که صور مختلف به او میآیند یعنی نظر به عالم طبع دارد که بهواسطۀ این صور ماهیات مختلفی به خود میگیرند لذا این یک جهت.
تلمیذ: آیا در حرکت جوهریه باید قائل به وجود متجدد شویم یعنی همان بحث ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾1 و تکرر امثال و این تغییرها باعث شده است که ما این را قائل بشویم و لازم شود که ما فرق ... یا علت دیگری دارد؟!
استاد: در وجود؟
تلمیذ: در حرکت جوهری.
استاد: نه ما اصلاً کاری به آنها نداریم، ما اصلاً در حرکت جوهریه قائل به این هستیم که اصلاً وجودات، وجودات متفاوتی هستند همانطور که وجود زید با وجود عمرو تفاوت پیدا میکند اینهم همینطور است این وجود اصلاً با این وجود تفاوت پیدا میکند ولی در یک راسم وحدت...
تلمیذ: در بحث فلسفه داریم که خودِ آن وجود به شکلهای مختلف درآمده است لذا راسمِ وحدت در تمام این تعریفات همان وجود، حقیقت وجود است؟ وجود متجدد هم نمیشود.
- . سوره الرحمٰن (55) آیه 29. معاد شناسى، ج 9، ص 350:
«هر روز خداوند در اراده خاص و شأن جديدى است.»
- . سوره الرحمٰن (55) آیه 29. معاد شناسى، ج 9، ص 350:

