جلسه ۲۰۶
7تلمیذ: در خارج که چنین چیزی نشده است.
استاد: چه کسی میگوید؟! شما چندتا چیز را بردارید باهم بجوشانید و مخلوط کنید یک چیز میشود.
تلمیذ: آن معجون است اجزاء مرکب است.
استاد: خودِ آن اجزاء چطور؟! ترکّب دارند یا ندارند؟! بحث به جزء لایَتَجزّیٰ میرسد، لذا عرض میکنم که اگر این مسائل را از جنبۀ مادی نگاه میکنید باید چیز کنید اما اگر از جنبۀ معنوی نگاه میکنید شما حقیقت جبرئیل و حقیقت عالم لاهوت را مگر علت برای مادون نمیدانید؟! آیا آن علت، احاطۀ ماهوی و هویتی دارد؟!
تلمیذ:...
معجزۀ وجود
استاد: حقیقتش بالأخره یک چیز است یا نه؟! یعنی درعینحال که دو چیز میبیند درعینحال یک چیز میبیند، در عین اینکه صدتا میبیند درعینحال یکی میبیند، درعینحال که یک میلیارد میبیند درعینحال واحد میبیند، حقیقت واحد بودن باعث نمیشود که در تشکّل و صورت، آن وحدت اجازه ندهد که صور متفاوتی به خود بگیرد. مثلاً نوری که در اینجا هست و نوری که در خورشید است و نوری که در یک لامپ است شما یک آینه در اینجا میگذارید این یک مظهر میشود، یک آینه در آنجا میگذارید دو مظهر میشود، یک آینه آنجا میگذارید سه مظهر، همینطور ده میلیون آینه هم ردیف کنید دائماً این نور در همۀ آنها مظهر است درعینحال این لامپ تمام اینها را از خودش میبیند، حقیقتش هم حقیقت واحد است و این لازمۀ وجود است، معجزۀ وجود همین است.
عدم وجود حرکت جوهری
تلمیذ: پس ما اصلاً حرکت جوهری نداریم.
استاد: احسنت! حرف آخری که من باید بزنم [را] گفتی، اصلاً ما حرکت جوهری نداریم، ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾ است. حالا ما نمیخواستیم اینطور بگوییم و حالا یکدفعه اینطور به جنگ ملاّصدرا برویم! خواستیم اینها را بگذاریم آخر برایتان بگوییم ولی فعلاً تا اینجا دست نگه دارید! ما شاگردِ شاگرد و خاکِ پای اینها هم نمیشویم، آنچه که به ذهن ما میرسد بالأخره خودشان اجازه دادند که ما این فضولیها را بکنیم! حالا ما اینها را میگذاریم بعدها وقتی که این مسائل ماده روشن شد آنوقت در برگشت و در ربط بین حادث و قدیم در آنجا بحث حرکت جوهری میآید، به مقداری که بهدرد اینجا میخورد اگر هم بعدها خدا توفیق داد دیگر....

