جلسه ۲۰۶
9تلمیذ: در واقع میشود گفت که وحدت جوهری است.
استاد: بله اسمش را وحدت جوهری بگذارید ولی دیگر جوهر را در اینجا به اعتبار ماده میگویند، آن را وحدت حقیقت بگویید، اسمش را وحدت حقیقت و ذات، اسمش را وحدت ذاتی بگذارید، بله همینطور است.
تلمیذ: یعنی از پایین وقتی نگاه میکنیم حرکت در جوهر است از بالا که نگاه میکنیم این حرفها نیست.
استاد: بله، از بالا ثابت است.
تلمیذ: ملاّصدرا هم در واقع همین را میخواهد بگوید.
استاد: نهخیر ملاّصدرا نظرشان این است که بهطورکلی واقعاً تبدّل ذات است یعنی واقعاً آن افاضه آناً فَآناً هست و آن با حفظ طبیعت جوهری که دارد، نه با حفظ حقیقت وجود...، آن بحثی که ما داریم اصلاً بحث مربوط به جوهر نیست بحث مربوط به حقیقت وجود است و حقیقت وجود اصلاً در مقوله نیست. بحث جوهر بحث مقوله است ملاّصدرا در مقوله بحث میکند و میگوید که ما در مقولۀ جوهر یک حقیقت ثابتی داریم، آن حقیقت ثابت لباسهای مختلفی به خودش میپوشاند، گاهی اوقات جماد است و گاهی اوقات نبات است. ما میگوییم که اگر آن حقیقت، حقیقت ثابت در جوهر باشد آنوقت در اینجا اشکال پیش میآید، لازمهاش این است که اگر حقیقت ثابت باشد عوارضِ ثابت میخواهد یعنی مشخصات ثابت در آنجا میخواهد بنابراین شما در اینجا قائل به تبدّل اَعراض شدید، قائل به حرکت در جوهر نشدید، اینها همهاش تغییر و تبدّل است اینکه میگویید که العالمُ متغیٌر کُلُّ متغیرٍ حادث این تغیر نیست [بلکه] این تبدّل است، این تکیُّف به کیفیتهای مختلفه [است]. در اینجا شما باید قائل به ثبوت شوید، اگر در اینجا قائل به ثبوت میشوید یعنی یک جوهر ثابت در اینجا هست، آن جوهر ثابت اسمش هیولا است مادةُ المواد است، آیا آن ثابت است که در او همینطور تغییر و تبدّل پیدا میشود. یعنی اوّل گاهی صورت جسمیت به خود میگیرد بعد جمادیت به خود میگیرد بعد صورت نباتیّت به خود میگیرد. آن راسم وحدتی که شمای ملاّصدرا در حرکت جوهریه راسم وحدت میدانید، آن راسم وحدت را جسم میدانید چون شما حرکت را در جوهر قائل هستید، ما آن راسم وحدت را وجود میدانیم اگر جسم بدانیم اشکال پیدا میشود.

