جلسه ۲۰۷
11تلمیذ: ... هر حادثی منحیثالحقیقه و منحیثالوجود حادث است.
استاد: بله حادث است. شاید منظور مرحوم صدرالمتألهین این باشد منتها نتوانسته است که بیان کند. یعنی ایشان یک ادراکاتی داشته است ـ ما نمیخواهیم خدای ناکرده به ایشان ... ـ که خواسته با حرکت جوهری بیان کند ما میگوییم که نیازی به حرکت جوهری شما نیست اینکه ایشان در اینجا میفرماید که این ربطی به جنبۀ علمی حق دارد و از ناحیۀ جنبۀ علمی حق، میگیرد و یک جنبۀ مادی دارد، شاید ایشان همین را میخواهند بفرمایند که آن باطنی که در آن ماده هست آن باطن علت موجدۀ برای آن ماده است و آن همان جهت ربطی است که با علم عنایی حق دارد که همان علم عنایی حق موجب وجود خارجی اشیاء میشود. [صوری] به خود میگیرد که آخرین صورتش همین صورتی خارجی است! به این ترتیب ما خیلی راحت ربط بین حادث و قدیم را درست کردیم و هیچ نیازی به چیزی نداریم. آن عنایت جنبۀ تجردی به صوری که به خود میگیرد لامحاله او را میکشاند بهاینکه آن صورت آخری ماده باشد. حالا یااینکه او تعلق گرفته است اوّل یک بخار درست کرده و بعد این تشکیلات و کرات و فلان یکییکی درست شد، یا نیاز به تشکیلات و کرات و امثالذلک ندارد بلکه آن علم الهی تعلق میگیرد در لامکان و لازمان و یکدفعه به امر حضرت رضا یا موسی بن جعفر علیهمالسّلام یک شیری در خارج درست میشود1 بدون اینکه اوّل بخار شده باشد، دود و آتش و فلان بوده باشد، خاک بوده باشد و بعد خاکستر شده و حضرت یکییکی درست کرده باشد بلکه آن ارادۀ نفس ولیّ که موسی بن جعفر است میآید و همینطور یکییکی صورتها را در عالم درست میکند؛ ملکوت را درست میکند، مثال درست میکند تبدیل به شیر میشود. بهطوریکه اگر الآن چشم شما باز بشود آن شیری را که موسی بن جعفر درست کرده میبینید، هم به صورت ملکوتیاش میبینید، هم به صورت برزخیاش میبینید و هم به صورت ماده میبینید. یعنی در این ظرف زمان از ماده اگر بخواهیم به عقب برگردیم واقعاً صورت مادی را در اینجا احساس میکنیم چون هر چیز که وجود پیدا کند عدم بر او طاری نمیشود.
- . المناقب، ج 3، ص 416؛ عيون اخبار الرضا علیه السّلام، ج 1، ص 182؛ معاد شناسى، ج 1، ص 228.

