جلسه ۲۰۷
13حالا سراغ جوابش بیاییم.
لَكنَّه معَ لا تَناهي السلسلةِ تَخلُّفٌ عَنِ السَّببِ القديم مثلُ المُسببِ الحادثِ الأصل و الحالُ أنَّه لا بُدَّ مِن انتهاءِ الممكناتِ و الحوادثِ طرأ إلى واجبِ الوجودِ تعالىٰ شأنُه و تَخلفُ المُسببِ عَنِ السَّببِ غيرُ جائزٍ هذا أصلُ الشُبهَة.1
لکن با لاتناهی سلسله این تخلف از سبب قدیم پیدا میشود (اگر شما بگویید که سلسله لایتناهی باشد این تخلف از سبب قدیم است) مثل مسببی که خود اصل آن هم حادث است درحالیکه چارهای نیست بر اینکه ممکن و حوادث همه به واجبالوجود ـ تعالیٰ شأنه ـ منتهی بشوند و تخلف سبب از مسبب جایز نیست درحالیکه واجبالوجود قدیم بالذات است و بقیۀ ممکنات حادث هستند. این اصل شبهه است.
پس در اینجا این مسئلۀ ربط بین حادث و قدیم بهوجود میآید؛ قدیم قدیم بوده است حادث حادث است. این وسط بین قدیم و حادث این خلأ را ما چگونه پُر کنیم؟!
و أما دفعُها فَالحكماءُ قائلةٌ ـ و مقولُ القولِ هو البيتانِ بعده ـ نَعنِي قولَنا حركةٌ دوريةٌ فلكيةٌ تجددتْ نِسَبُها و ذاتُها أي ذاتُ الحركة قَد ثَبَتَتْ إذ قالوا في كلِّ حركةٍ أمرٌ واحدٌ بسيطٌ مستمرٌ.2
«اما دفعش؛ آقایان حکماء میفرمایند ـ مقول قول دو بیت بعدش است که میآید ـ یعنی قول ما: حرکت دوریۀ فلکیه [نسبش تجدید میشود] و ذات حرکت ثابت است.» اگر شما نگاه کنید این حرکتی که فلک دارد به دور خودش میکند، نِسَبش تفاوت پیدا میکند. فرض کنید که الآن در اینجا کره در یک مقطع واقع شده است، بعد میآید در این مقطع، بعد در این مقطع، درحالیکه خود آن فلک ثابت است یعنی فلک ثابت است و اوضاعش باهمدیگر تفاوت پیدا میکند؛ اوّل این جسم اینجا بود، حالا اینجا است، بعد حالا اینطرف میآید، اینجا میرود ولی خود فلک فیحدنفسه ثابت است یعنی آن وجودی که بر همۀ اینها حاکم است ثابت است اما خود آن وجود دارد نسبتهایش را عوض میکند؛ این را اینجا میفرستد، آن را آنجا میفرستد، ـ ایشان دارند تشبیه میکنند ـ در خودشان دارند این نسبتها را با همدیگر تفاوت میدهند درحالیکه خود حرکت یک حرکت ثابتی است و آن حرکت، قابلِ حدوث نیست ولی آن اوزانی که بهواسطۀ حرکت پیش میآید آن نسبها متفاوت است. ایشان میگویند که ارتباط این عالم هم با آن عالم مثل حرکت خود فلک میماند که حوادث در این عالم هست مثلاً زید الآن پیدا میشود، عمرو دو سال دیگر، فلان قضیه آنجا پیدا میشود، زلزله اینجا پیدا میشود ولکن خود اصل همان ارتباطی که بین این و آن بالا هست که آن ارتباط موجب میشود که این حرکات در اینها پیدا بشود، خود همان ارتباط به حال خودش باقی است یعنی خود اصل و ذات هست ولکن حرکتش تفاوت پیدا میکند.
- . همان.
- . منظومه، ج 3، ص 678.

