اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

85. غرر في ربط الحادث بالقديم

جلسه ۲۰۷

15
  • هو التوسطُ بينَ المبدإ و المنتهى راسمٌ لِأمرٍ مُمتَدٍ هو الحركةُ بِمعنَى القَطع فَذلكَ التوسطُ أمر ثابت دائم بِاعتبار ذاتِهِ إنَّما التَّجددُ بِاعتبارِ نِسَبِهِ إلى الحدودِ المفروضةِ فيما فيهِ الحركةِ فَالحركةُ مِن حيثِ الذّاتِ أعني ذلكَ الأمرَ البسيطَ المحفوظَ فِي تلكَ الحدودِ مستندةٌ إلى المبدإ الثابت و بِاعتبارِ نِسَبِها المُتِجَدِّدَة يُسند إليها الحوادثُ المتجددة.1

  • «آن توسط بین مبدأ و منتها رسم می‌کند یک امر ممتدّی را که آن امر ممتد بین مبدأ و منتها کشیده شده است و آن حرکت به معنای قطع است. این توسط یک امر ثابت دائمی است که به اعتبار ذات این، ذاتاً هست و تجددش به اعتبار نسبت این حرکت است به حدودی که فرض می‌شود»؛ مبدأ، منتها، بالا، پایین، شمال، جنوب، شرق و غرب، این نسبت به این حدود مفروضه تجدد در او پیدا می‌شود در آن جایی که، مکانی که، کمّ و زمانی که در آن زمان حرکت باشد. «خود ذات حرکت، یعنی این امر بسیطی که در این حدود محفوظ است این حرکت مستند به مبدأ ثابت است»، باید به یک مبدأ ثابت مستند باشد که آن مبدأ ثابتش عبارت از همان توسط بین مبدأ و منتها است که آن ثابت است و تغییری نمی‌کند.

  • «به اعتبار نسبت‌های متجدده‌ای که در حرکت پیدا می‌شود حوادث متجدده استناد به او پیدا می‌کند.»

  • فَكلُّ قطعةٍ أوحدٍّ منها شرطٌ لِحدوثِ حادثٍ وَقَعَ فِي‌ زمانٍ خاصٍ مخصص لِحدوثِهِ فَعِلَّةُ كلُّ حادثٍ مركبٍ مِن شي‌ءٍ قديمٍ كَالعقلِ الفعّالِ بِحولِ الله و قوَّتِهِ و مِن شي‌ءٍ حادثٍ هو تلكَ القطعة أو ذلكَ الحد كَما قُلنا.2

  • «هر قطعه‌ای از حرکت یا حدی از حرکت شرط برای حدوث حادثی است که در زمان خاصی واقع می‌شود که مخصّص است برای حدوث او»، یعنی هر قطعه‌ای از حرکت شرط است برای اینکه یک متحرکی در آنجا حدوث پیدا کند. قطعۀ بعدی حرکت شرط است برای آن ‌که یک حادثی آنجا پیدا کند، قطعۀ بعدی همین‌طور، بنابراین حوادث متعدده به‌واسطۀ قطعات مختلفۀ حرکت پیدا می‌شود درحالی‌که خود اصل آن حرکت یک امر ثابتی است. «علت هر حادثی باید مرکب از یک شیء قدیمی باشد مثل عقل فعال و از یک شیء حادثی که این قطعۀ از حرکت است یا این حد است. همان‌طور که گفتیم.» پس برای اینکه این شیء پیدا بشود یک عقل فعالی می‌خواهیم که در سلسلۀ طولیه آن عقل فعال این را حادث کند و یک قطعه‌ای از حرکت هم می‌خواهیم که آن عقل فعال این را در این قطعۀ از حرکت ایجاد کند. آن عقل فعال زید را روز دوشنبه ایجاد کند در این قطعه‌ای از زمان، عمرو را روز چهارشنبه ایجاد کند در این قطعه‌ای از زمان. برای ایجادش، عقل فعال می‌خواهیم برای علل مُعدّه‌اش نیازی به این قطعۀ خاصی از حرکت داریم. پس از این نقطه‌نظر که در این قطعه است به او حادث می‌گویند و از این نقطه‌نظر که ارتباط با عقل فعال دارد ارتباط با قدیم دارد؛ حادث ارتباط با قدیم پیدا می‌کند.

    1. منظومه، ج 3، ص 678.
    2. منظومه، ج 3، ص 678 و 679.