جلسه ۲۰۷
17مطلبی که در اینجا هست همان مسئلهای است که ما نظر به اشکال مرحوم صدرالمتألّهین داشتیم و آن اینکه آیا همین امر ثابت ـ ما میگوییم که ثابت ـ جهت مادی دارد یا ندارد؟ اگر جهت مادی داشته باشد، جهت مادی، حادث است. باز در آن بزنگاه، مسئله گریبانگیر ما خواهد شد.
و قيل أيضاً فِي ربطِ الحادث بِالقديمِ غيرُ ذا فَمِنها ما قالَه صدرُ المتألهين ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ في موضعٍ مِنَ الأسفارِ بناءً على ما حَقَّقَه مِنَ الحركةِ الجوهريةِ و التَّجَددِ الذّاتِي فِي الطبيعةِ أنَّه يَلزَمُ الانتهاءُ إلى حادثٍ ماهيتُهُ أو حقيقتُهُ عينَ الحدوثِ و التجددِ ... .1
«[و در ربط حادث به قدیم همینطور چیزی غیر از این گفته شده است که از جمله آنها کلام مرحوم صدرالمتألّهین قُدِّسَ سِرُّه است]» مطلب دیگری که فرمودند مربوط به مرحوم صدرالمتألّهین در ربط حادث به قدیم است؛ ایشان از باب حرکت جوهریه جلو آمدند یعنی در حرکت جوهریه را یک امر ثابتی فرض کردند و گفتند: پس این ثابت با آن ثابت هم ارتباط دارد و آنجا عرض شد که نقل کلام در آنجا میکنیم که آن ثابت ماده است یا نه؟! ماده که شد حدوث میخواهد.
«همانطوریکه این را در اسفار تحقیق کردند از حرکت جوهریه و تجدد ذاتی در طبیعت، فرمودند: لازم است انتها به یک حادثی باشد؛ ماهیتش یا حقیقتش.» این دیگر برای جلسۀ بعد بماند.
تلمیذ: آیا تنزل حقیقت وجود در عالم ماده ... بنابراین خوردن و آشامیدن و نکاح و امثالذلک همه بازیگری است که ما تماشاگر آن بازی هستیم.
استاد: شما هم جزء همین هستید!
تلمیذ: یک حقیقت من دارم، یک حقیقت شخص دیگری دارد، هر فردی برای خودش یک حقیقتی دارد والاّ همه یکی میشوند.
استاد: بله.
تلمیذ: دراینصورت هر کسی یک حقیقت دارد. حالا این حقیقت من آمده با همان اجزایی که در عالم ماده بوده هماهنگ شده یا خودش به همان صورت درآمده، جمع شدند، دور هم شدند. در اینصورت میگوییم که خوردن و آشامیدن و اینها همه بیخود است یعنی نه سیر میشوم و نه سیراب میشوم آن وجود است که آمده دائماً به شکلهای مختلف درآمده است.
- . همان.

