جلسه ۲۰۷
18استاد: مگر شما خودتان را جدای از آن وجود فرض میکنید؟! شما هم جزء همان هستید دیگر شما که از آن دور نیستید.
تلمیذ: منظورم این است این تنزّل وجودی که آمده چطور است؟! یعنی در هر موقع و موضعی آمده به همان شکل درآمده است؟!
استاد: ﴿و هو ٱلَّذِي يُصَوِّرُكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡحَامِ كَيۡفَ يَشَآءُ﴾؛1 ببینید وجود بر طبق سلسلۀ علیت خود همان آمده به اینصورت با توجه به مسائل و مطالب دیگر خودش را به این شکل درآورده است و این جدای از سلسلۀ علیت و این حرفها نیست یعنی آن وجود میخواهد خودش را به این شکل دربیاورد، مُعِدّات را هم برای خودش جمع میکند؛ امروز سیب میخورد، فردا گلابی میخورد، پسفردا چیز دیگر میخورد. امروز یک چیز میخورد شکلش اینطور میشود، فردا اینطور میخورد آنطور میشود، اینطور میخورد حافظهاش کم میشود، مادرش یک چیزی میخورد، حافظۀ بچه زیاد میشود، این علل و اسباب همه باهم جمع میشوند تااینکه یک زیدی در شکم مادر درست میشود. درست شد؟! لذا میگویند که [مادر را] جای خوب ببرید، غذای خوب بدهید، چیزهای کثیف و اینها نخورد، با وضو باشد و چه باشد بهخاطر اینکه تمام اینها در آن قضیۀ شکلگیری مؤثر است. آنوقت حالا این آمد به این شکل خودش را درآورد حالا برای بقاء خودش هم نیاز دارد بهاینکه یک راهی را طی کند، غذایی را بخورد، بگیرد، بنشیند، بلند شود، نکاح کند و چهکار کند اینها همه جنبۀ استدامه و بقاء آن وجودی است که میخواهد خودش را به کمال برساند. کجای قضیه اشکال دارد؟!
تلمیذ: پس بنا بر فرمایش شما کل عالم کثرات را ما یککاسه حساب میکنیم یعنی ما جزءجزء حساب نمیکنیم. درحالیکه در همان مرصاد العباد دارد که شخصی مثلاً دیده بود میگفت که من دیدم از آن عالم که پایین میآمدم ملائکه دائماً ناله میکردند که این بندۀ خدا دارد به عالم ظلمات میرود. میگفت که من دیدم دارم نزول میکنم و میآیم. پس معلوم میشود حقیقت این شخص غیر از حقیقت تمام افراد است.
- . سوره آل عمران (3) آیه 6.

