اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۰۷

0
منظومه
منظومه

85. غرر في ربط الحادث بالقديم

جلسه ۲۰۷

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  • بیان اشکال به نظر صدرالمتألّهین در کیفیت ربط حادث به قدیم

  • عرض شد که نظر صدرالمتألّهین در اینجا خالی از تأمّل نیست به جهت اینکه نهایت آنچه را که در این نظریه اثبات می‌شود این است که ماده در وجود و هویت خودش در حال حرکت است و در این، بحثی نیست. بسیار حرف متین و استواری است به جهت اینکه ما می‌بینیم این ماده دائماً در حال تبدّل عرض و صورت است. صحبت در این است که چه جهت مادی دارد در اینجا حرکت می‌کند؟ جهت هیولانی این ماده در حال حرکت است یااینکه جهت دیگری در اینجا هست؟! به مقتضای آن چیزی که ایشان ثابت می‌کنند، این است که همان هیولا به عبارت دیگر مادةالمواد به‌واسطۀ عروض علل و عوامل و در بستر مناسب قرار گرفتن دائماً در حال تبدّل صورت از صورتی به‌صورت دیگر و از یک نوعی به نوع دیگر است؛ از جمادی تبدیل به نمو می‌شود، از نمو به جماد برمی‌گردد، از جمادی تبدیل به حیوان می‌شود، از حیوان به نبات برمی‌گردد، دائماً این بدن و جسم و ماده در حال تبدّل است. این یک مطلبی است که مطلب صحیحی هم است اما نکته‌ای که در اینجا هست این است که ما می‌بینیم در این تغییر و تبدّلات جای هیچ‌چیز عوض نمی‌شود یعنی مسئلۀ غیرعادی اتفاق نمی‌افتد؛ آن مولکول‌هایی که در یک جسم وجود دارند به‌واسطۀ کم و زیاد شدن از یک عنصری به عنصر دیگر متبدّل می‌شوند و آن اجزاء غیر مرئی به‌واسطۀ کم و زیاد شدن و تغییراتی که در آنها پیدا می‌شود از نوعی به نوع دیگر متبدّل می‌شوند، حالا ما اسم این را حرکت جوهری می‌گذاریم یعنی وقتی که یک شیءِ جماد تبدیل به نبات می‌شود، هیچ ‌چیزی نیست مگر اینکه مولکول‌های یک جسم، زیاد یا کم می‌شوند و از نقطه‌نظر اندماج و عدم اندماج و تمرکز و عدم تمرکز دارای خصوصیاتی می‌شوند که صورت نوعیۀ آنها تغییر پیدا می‌کند. همان‌طور که در مورد آب همین‌طور است که وقتی انبساط پیدا می‌کند بخار است و وقتی که اندماج پیدا می‌کند تبدیل به ثلج و اینها می‌شود ولی حقیقت آنها تغییری پیدا نمی‌کند. در حرکت جوهریه نهایت اینکه اثبات می‌شود، همین است؛ یک جسم به‌واسطۀ علل و عواملی که در آنها به‌وجود می‌آید، حرکاتی در مولکول‌ها پیدا می‌شود؛ آب، خاک، هوا، نار و گرما است، اینها داخل در درخت می‌شود و بعد به‌واسطۀ تجزیه و تحلیل‌هایی در کنار هم قرار می‌گیرند و متبدّل به برگ یا میوه می‌شوند. این مسئله به‌جای خودش محفوظ است اما به مانحن‌فیه چه مربوط است؟! آنچه ما در مانحن‌فیه لازم داریم این است که ربط حادث به قدیم را در اینجا پیدا کنیم، شما به‌واسطۀ حرکت جوهریه حادث را به قدیم چه ربطی داده‌اید؟! آن هیولا که به‌جای خودش محفوظ است. در تمام این صور نوعیه، آن تحفّظ مادةالمواد به هیولا در اینجا لحاظ شده است یعنی آن هیولا در تمام این صور وجود داشته است؛ هم در وقتی که جامد بود هیولا بود، هم در وقتی که نامی است و هم وقتی که حیوان است، حالا برفرض مطلب شما حرکت جوهریه را قبول می‌کنیم و به این مقدارش، متسالَمٌ‌ علیه است، این مقدار درست ولی ربط حادث به قدیم او چه شد؟! ما در آن هیولا نقل کلام می‌کنیم، شما می‌گویید که یک امر ثابت در آنجا وجود دارد که آن امر ثابت همان نقطه و محور حادث به قدیم است، آن امر ثابت هیولا است. هیولا ماده است، آن‌هم حادث است و هیولا که از حدوث بیرون نمی‌آید. این یک.