جلسه ۲۰۷
3ثانیاً شما برای اثبات این چه نیاز به حرکت جوهریه دارید؟! اگر ما نیاز هم قائل نشویم، مسئله حل است. این حرکت جوهریه چه دردی برای ما دوا کرد؟! فرض بر اینکه هیولا در حال حرکت است، خب! هیولا در حال حرکت نباشد، اشکال در جای خودش هست. شما میخواهید یک مسئلۀ مادی را به یک مسئلۀ مجرد ربط بدهید چه حرکت جوهریه داشته باشید، چه نداشته باشید، حرکت جوهریه چطور آمد این قضیه را ثابت کرد؟! یعنی چرا ما در اثبات ربط حادث به قدیم سراغ حرکت جوهریه برویم؟! بهخاطر اینکه تمام مطالبی را که شما میفرمایید براساس حرکت در ماده است شما که به تجرد کاری ندارید. یک وقت شما میخواهید بگویید که در مادۀ ما یک امر مجرد است که آن امر مجرد ارتباطی دارد، این یک مسئلۀ دیگر است که همین عرض بنده است که ما باید مسئله را از جنبۀ طولی نگاه کنیم، حرکت جوهری جنبۀ عرضی دارد و جنبۀ طولی ندارد؛ جماد است میآید نامی میشود، حیوان میشود، انسان میشود و بعد بالا میرود. تمام اینها حرکت در عرض است، حرکت طولی ندارد.
لزوم تأمل در مسئلۀ جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء
تلمیذ: این سیری که دارد بالا میرود و همان جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء بقاء مگر سلسلۀ طولیه را طی نمیکند؟!
استاد: عرض کردم که باید در مسئلۀ جسمانیة الحدوث تأمّل بشود، اینکه جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء است، این چه جهتی در ماده است که او تبدیل به روح میشود؟!
تلمیذ: شاید ملاّصدرا همین را میخواسته بگوید ولی از آنطرف آمده اثبات کرده است که جنبۀ مادی آمده ارتباطش را با قدیم اثبات کرده است.
استاد: اما دیگر در اینجا نباید سراغ ماده برویم چون ماده راه ما را میبندد نهاینکه راه ما را باز کند. ببینید ما در جنبۀ روح و جسمانیة الحدوث میگوییم که هرچه هست فقط یک مسئلۀ مادی است، آن ماده چیست؟! مادة المواد است، آن هیولا است، آن مادة المواد همان چیزی است که در بستر مناسب که قرار بگیرد و با حرکت جوهریهای که خود ایشان ثابت میکنند شروع به چرخش میکند یعنی ماده شروع به حرکت میکند، ماده چیست؟! همین است که وزن دارد، این ماده شروع به حرکت میکند، وقتی که شروع به حرکت کرد مثلاً اوّل نطفه است بعد علقه و مضغه و کذا و کذا و کذا تا میآید به یک مرحلهای میرسد که تمام اینها همه ماده است، درست شد؟! از این مرحله به بعد یکدفعه یک پشتک میزند تبدیل به روح میشود، این ماده که تبدیل به روح نمیشود، کجا این ماده تبدیل به روح شد؟! شما اگر الآن به این مادهای که فرض کنید یک گرم وزن داشت در آخر نگاه کنید میبینید که یک گرم در جای خودش محفوظ است و دست نخورده است. کجای این قضیه تغییر پیدا کرد و تبدیل به روح شد؟! کجای این ماده و خود ماده متبدّل به یک امر مجرد شد؟! ماده که سر جایش هست.

