اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

85. غرر في ربط الحادث بالقديم

جلسه ۲۰۷

8
  • تلمیذ 1: اینکه شما می‌فرمایید، اقتضای همین مطلب را می‌کند، ولی وقتی چیزی که ایجاد می‌کند این به همان معنا است، منتها این ایجاد الآن است، آن ایجاد مثلاً صد میلیون سال قبل است، باید یک زمانی برایش تصور کرد که ...

  • تلمیذ 2: این در مادةالمواد باید باشد، مادةالمواد هم برای قبل است.

  • استاد: عرض بنده این است که وقتی ولیّ یک امری را انجام می‌دهد اصلاً نگاه به قبل نمی‌کند، خود نفس او نفس...

  • تلمیذ: تمام هستی از این قبیل است.

  • استاد: از این قبیل است، اشکال ندارد. عرض بنده هم همین است، بنده هم می‌گویم که ما برای به‌دست‌آوردن حلقۀ مفقوده اگر هرچه به عقب برویم به بن‌بست می‌رسیم به‌جایی نمی‌رسیم که در آنجا خود ماده تبدیل به مجرد یا مجرد تبدیل ماده شده باشد که از آنجا بگوییم که الآن ما آمدیم، آمدیم، این جسم و سختی و اینها همه را طی کردیم و به این نقطه رسیدیم، به این نقطه که رسیدیم اینجا ربط بین حادث و قدیم است، در اینجا مجرد آمده تبدیل به ماده شده است. می‌گوییم که مگر این ماده حادث نیست؟! ارتباطش با مجرد دیگر چطور است؟! ماده چطوری با مجرد ارتباط پیدا می‌کند؟! یعنی وقتی که ما سلسلۀ علّی علت و معلول را درنظر نگرفتیم و آن را کنار گذاشتیم از نقطه‌نظر سلسلۀ عرضی قطعاً به بن‌بست می‌رسیم به‌خاطر اینکه باز ربط بین حادث و قدیم می‌ماند. چطور این ماده در زمان پیدا شد درحالی‌که هیچ ارتباطی بین او و مجرد نیست؟! ما هیچ چاره‌ای نداریم برای اینکه بگوییم که اصلاً در همان مرحلۀ اوّلش هم حرف می‌زنیم؛ ما همین الآن این قضیه را درست کنیم و می‌گوییم که اوّل هم همین‌طور است.

  • تلمیذ: یعنی علل همیشه طولی است.

  • استاد: علل همیشه طولی است. یک علت یک‌دفعه می‌آید ابتدائاً چیزی را درست می‌کند بعد همان را سفتش می‌کند، یک وقت از اوّل سفت درست می‌کند این چه فرقی می‌کند؟! یک وقت علت می‌آید موجی درست می‌کند که آن موج را تبدیل به انرژی می‌کند، انرژی را تبدیل به گاز می‌کند، گاز را تبدیل به دخان می‌کند، دخان را تبدیل به نار می‌کند، نار را تبدیل به خاکستر تا می‌آید یک جسم سفتی درست می‌کند، همین ادواری که در این عالم است از این قبیل است. یک وقت آن جنبۀ مجرد می‌آید از اوّل یک کره درست می‌کند و می‌گوید: چرا دنبال این‌همه بندوبیل و این حرف‌ها برویم. نمی‌شود؟! چرا نمی‌شود؟!