جلسه ۲۰۸
توضیحات:
86. غرر في كيفية حصول التكثر على طريقة الإشراقيين
جلسه ۲۰۸
10این در اینجا اشکال پیدا نمیشود، اگر قرار بر این باشد که ما دنبال ثابت برویم خب دنبال متجددها میرویم و هر چیزی که تجدد دارد [ثابت است] منتها هر تجددی در هر نقطهای از تجددش یک ثابت است البته منظور من این نیست که شما بگویید: در اینجا جمع بین متناقضین کردید؛ از یک طرف قائل به حرکت شدید و از یک طرف در حرکت سکون را اخذ کردید همانطور که تفتازانی در مطوّل در حرکت بطیء و تعریفی که برای حرکت سریع میکند ـ آنطوریکه یادم هست ـ میگوید: در حرکت بطیء کثرت سکنات است و در حرکت سریع قلّت سکنات است.1 نه این یعنی در اینجا دو حرکت که نقیضشان سکون است را اخذ کردیم، اما این حرف را نمیزنیم، ولی ما میگوییم: در هر برههای که این حرکت واقع میشود و در هر نقطهای واقع شود همان نقطه منشأ برای حرکت بعدی است همانطور که آقایان در معدّات این را میگویند؛ میگویند: علل مُعدّه در هر برههای علت برای حادث بعدی میشود بعد همان علل مُعدّه علت برای حادث دیگر میشود و هَلُمَّ جَرَّا، خب جعل به یک نقطه تعلق گرفته است و بعد، تجدد از او پیدا شده است، این چه اشکال دارد؟! ما نمیتوانیم بهدنبال این مطلب برویم فقط کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که از نقطهنظر ارتباط بین قدم که یک امر باطنی است و از نقطهنظر ارتباط بین حدوث که یک امر ظاهری است یک حلقهای قائل شویم که آن حلقه بتواند خود را به هر کیفیتی دربیاورد و غیر از این چارهای نیست. لذا عرفا گفتهاند که ما باید علت را در سلسلۀ طولیه پیدا کنیم نه در سلسلۀ عرضیه، فایدهای ندارد.
و قيل أيضاً فِي ربطِ الحادثِ بِالقَدِيم غيرُ ذا فَمِنها ما قالَهُ صدرُ المُتألِّهين ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ فِي موضعٍ مِنَ الأسفار بناءً على ما حَقَّقَه مِنَ الحركةِ الجوهريةِ و التَّجددِ الذاتِي فِي الطبيعةِ أنَّه يَلزَمُ الانتهاء إلى حادثٍ مَاهيَّتُهُ أو حَقِيقَتُه عينُ الحدوثِ و التَّجَدُّد كَالحَرَكَةِ أوِ المُتَحَرِّكِ بِنفسِهِ كَالطَّبِيعةِ المُتِجَدِّدَة بِذاتِها.2
- . المطوّل، ج1، ص 366.
- . منظومه، ج 3، ص 679.

