جلسه ۲۰۸
توضیحات:
86. غرر في كيفية حصول التكثر على طريقة الإشراقيين
جلسه ۲۰۸
13ما به مطلب ایشان و این مسئله اشاره کردیم و آنچه که قبلاً در مبحث قدم و حدوث بیان شد و از بین اقوال قول مورد پسند این بود که طبیعت تجدد ذاتی پیدا میکند و همیشه در حال تغییر و تبدّل است.
قبلاً ایشان این را فرموده بودند.
و مِنها جعلُ المُقرَّبات و المُصَحِّحات الأمورُ السابقةُ المُعدةُ الَّتي فِي عَرْضِ الحادثِ فإنَّ كلَّ مَتلُوٍّ مُعِدٌّ لِتالِيِهِ.1
«یکی از آن جوابهایی که برای ربط بین حادث و قدیم داده شده است این است که ما مقرّبات و مصححات را علل و شرایط و معدّات بدانیم. اموری که بر این حادث سبقت گرفتند و معدّ هستند. در عرض حادث هستند و علت برای وجود حادث میشوند. هر متلوّی برای تالی خودش معدّ است» و بعد از خودش را بهوجود میآورد. این علل و شرایط موجب میشوند برای اینکه یک حادثی بهوجود میآید و علل و شرایط معدّه که باز علت میشوند برای اینکه حادث دیگری بهوجود بیاید و هَلُمَّ جَرَّا.
و التسلسلُ تَعاقُبيٌ جائزٌ عندَهم و يُمَثِّلونَ بِحركةِ الثَّقيلِ إلى أسفلٍ فإنَّه لا يَنتهِي إلى حدٍ إلاّ و يَصيرُ ذلكَ الانتهاء مُعداً لأن يَتَحَرَّكَ منه إلى آخر و المؤثرُ هو الثِّقلُ و هو ثابتٌ محفوظٌ فِي جميعِ الحدودِ المُتِغَيِّرة و بِغيرِ ذلك.2
«این تسلسل طولی نیست بلکه تسلسل عرضی است و جایز است» و اشکالی ندارد که در سلسلۀ عرضیه علل و شرایطی باشد. آنوقت ربط آن قدیم به این علل تعلق میگیرد و این علل چون ثابت هستند موجب حدوث و تجدد یک حادثی میشوند و به این تعلق میگیرند.
«مثال میآورند به اینکه شما یک شیء ثقیلی را که به پایین پرت کنید این به یک حدّی میرسد و این رسیدن به حد معدّ میشود تااینکه از اینجا عبور کند و بهجای دیگر برسد. مؤثّر عبارت از همان ثقلی است که منبابمثال در این سنگ هست. این ثقل هم ثابت و محفوظ است در همۀ حدودی که تغییر پیدا میکنند.» اگر شما سنگی را به پایین پرت کنید ـ البته اینها همان [مبنای] قدیم است ـ با آن ثقلی که دارد باعث میشود به هر نقطهای که میرسد برای نقطۀ بعدی علت میشود و همینطور به نقطۀ بعدی. پس علت اصلی ثقل است و آنهم ثابت است و تغییر پیدا نمیکند و آنچه که تغییر پیدا میکند وضع است؛ وضع یعنی ارتباط او با خارج، او تغییر پیدا میکند. و به غیر از اینهم ادلۀ دیگری ذکر کردهاند همانطوریکه گفتیم: اراده و مشیّت خدا را گرفتهاند، نفس فلکی را گرفتهاند، نفسی که بر بطن هر شیئی هست را گرفتهاند. اینها چیزهایی است که در اینجا ذکر کردهاند.
- . همان.
- . منظومه، ج 3، ص 680.

