جلسه ۲۰۸
توضیحات:
86. غرر في كيفية حصول التكثر على طريقة الإشراقيين
جلسه ۲۰۸
5تلمیذ: چه نسبتی بین حرکت توسطیه و حرکت قطعیه است آیا اصلاً هیچ ارتباطی بینشان هست یا نیست ... در این حرکت، بین هیولی و تنوع صور ...
استاد: ببینید، عرض کردم حرکت قطعیه حرکتی است که در آنها اوضاع بهوجود میآید، نِسب بهوجود میآید.
تلمیذ: این حرکت توسطیه است؟
استاد: این حرکت قطعیه است، این حرکت قطعیه معلول حرکت توسطیه است، معلول یعنی ریشهاش یعنی آن حرکت توسطیه باعث میشود که یک مابهالحرکتی یعنی مافیهالتحرکی که عبارت از همان ذات است؛ آن ذات در خارج اینطور نمود داشته باشد مثلاً الآن شما این ذات را در اینجا اینطور میبینید، بعد این ذات را در آن گوشه میبینید خب این ذات که الآن این است و آنجا بود، شما در اینجا حرکت دیدهاید؟! نه، شما ذات را دیدهاید، فرض کنید یک پرتقالی در اینجا هست و شما غِلَش میدهید و میرود آنجا، مگر شما غیر از پرتقال چیز دیگری مشاهده میکنید؟! پرتقالی دارد همینطور میچرخد و حرکت این پرتقال از اینجا به هر کیفیتی که وضع خاصی را به خود بگیرد و نمود خاصی را در ارتباط با جهات خودش داشته باشد، به این حرکت قطعیه میگوییم. آنوقت این حرکت قطعیه از یک امر ثابتی ناشی میشود که آن امر ثابت مابین مبدأ و منتهیٰ فرقی نمیکند یعنی این پرتقال یک ریشهای دارد که او باعث شده است به این کیفیت دربیاید، به او حرکت توسطیه میگویند که بر ما قابل رؤیت نیست. آنوقت او میشود ثابت، وقتی که او ثابت شد یعنی این یک امر ثابتی است که از اینجا تا آنجا است، یک امری نیست که جا خالی کند و آنجا برود بلکه از وقتی که حرکت پرتقال شروع میشود تا وقتی که تمام میشود در تمام مدت، او قرار دارد و ما همینقدر فقط ثبوت میخواهیم، چیز دیگری نمیخواهیم. آنچه که در خارج میبینیم و تجدد است پرتقال است و وضعی که پرتقال به خود میگیرد در ارتباط با جهات، آن حوادث است، آنوقت این مستند به یک نیروی باطنی در خودش است که به آن نیروی باطنی حرکت توسطیه میگوییم. آنوقت آن نیروی باطنی ثابت است یعنی همیشه با این پرتقال هست. البته ثابتی است که نمود ندارد ولی از نقطهنظر حدوث بالأخره باز این باید در زمان واقع باشد، یعنی شما نمیتوانید ـ حالا فرض کنید ما میگوییم: حرکت ـ حرکت توسطیه را بهوجود بیاورید بدون اینکه حرکت در زمان واقع بشود. آیا میتوانید؟! خب چه فرقی میکند بین این و حرکت فلک؟! فلک هم که همین است؛ شما میگویید: حرکت فلک، حالا این حرکت را بزرگ کردید و در فلک انداختید ولی این از زمان خارج نمیشود و از حدوث بودن که بیرون نمیآید و هر حادث مادی در زمان است پس این حادث در زمان است. دوباره این اشکال پیش میآید که بین این و قدیم چگونه ارتباط برقرار میشود؟! این خلأ چطور پُر میشود که یک امر حادثی که در زمان باید واقع بشود از یک امر قدیمی نشئت گرفته است که اصلاً در لا زمان بوده است؟!

