جلسه ۲۰۹
توضیحات:
87. غرر في تمايز الأشعة العقلية
جلسه ۲۰۹
3پس در اشعّۀ عقلیه یعنی در سلسلۀ طولیۀ قواهر عقلیه و سلسلۀ علل هرکدام از اینها امتیازشان از دیگری، امتیاز ماهوی است و امتیاز به شدتِ و ضعف است و هرکدام از اینها شاعر به ذات هستند و شاعر به معلول خودشان هستند و هیچ غیبت و سِتر و حجابی در آنها وجود ندارد. این بحثی است که در اینجا بود. البته همانطوریکه خدمتتان عرض کردم نتایجی از اینها گرفته میشود؛ بالإجمال این است که در این بحث ما به این نتیجه میرسیم که هرجا که علم و حیات هست در آنجا حضور ذات به ذات است و علم در آنجا علم حضوری است و در آنجا حجاب و رادِع وجود ندارد و برگشت تمام علم و ادراکات و مدرکاتِ ما به جنبۀ عقلانی است که در وجودات حسّی موجود است. این یک مطلب بود.
مطلب دیگر اینکه ایشان یک خلاصه بندی میکنند از تمام مطالبی که ذکر شد و بعد بیان میکنند؛ بنا بر طریقۀ مشائین دو سلسله را بیان میکنند که عقل اوّل موجب دو معلول میشود؛ یکی عقل دوم و یکی فلک اول، بعد خود آن اشراق عقل دوم موجب عقل ثالث میشود اشراق فلک اوّل موجب جسم فلک ثانی میشود و هَلُمَّ جَرَّا تا به فلک ادنیٰ و اسفل برسد؛ سلسلۀ علّیت عقل، سلسلۀ معلولیت عقول را اقتضاء میکند و سلسلۀ علّیت فلک، سلسلۀ معلولیت فلک را اقتضاء میکند و به عبارت دیگر عقل، عقل میزاید و جسم، جسم میزاید و هرکدام از این دوتا با همدیگر تفاوت دارند. این مطلبی است که مشائین گفتند.
البته مرحوم حاجی در اینجا اعتراض دارد و میگوید: بنا بر مسلکی که ما عرض کردیم تمام این سلسله به عقل اوّل برمیگردد نهاینکه خود فلک، فلک بزاید و جسم موجب جسم بشود. یعنی خود عقل، هم موجب وجود عقل است و هم موجب وجود حس است؛ حس از حس زائیده نمیشود بلکه حس از عقل زاییده میشود منتها از نحوۀ نزولش و آن نحوۀ مشاهدهاش عقل بهوجود میآید و از آن نحوۀ اشراقش به مادون، حس بهوجود میآید. باز آن عقل دیگر که حالا بهوجود آمده است در ارتباط با مشاهدهاش در آن جنبۀ ربطی به عالم بالای خودش موجب میشود که یک عقل از او بهوجود بیاید و آن در جنبۀ اشراقش به پایین و نزولش به عالم پایین باعث میشود که حس از او بهوجود بیاید. از این نقطهنظر است که ما میبینیم عالم حس با عالم عقل هردو وجود دارند نهاینکه عالم حس برای حس علت بشود و عالم عقل برای عقل علت بشود چون حس که ماده است از خودش وجودی ندارد بلکه استعداد محض است و برای تأثیرپذیری و تأثیرگذاریاش نیاز به جنبۀ عقلانی دارد. اینکه حس موجب حس بشود، ایشان میگویند: برهاناً محال است. بنابراین ایشان با این بیان مسلک مشائین را رد میکنند.

