جلسه ۲۱۰
توضیحات:
88. غرر في فذلكة ما ذكر
جلسه ۲۱۰
7شروقُهُ سبحانه العقلي أي ليسَ بِالحسِّي العَرضي عليها واردٌ كذا شعاعُ كلِّ نورٍ قاهر بعدَ نورِ الأنوار تعالى لَقَد عَلا يَقبُلُ قاهرٌ يكونُ سافلاً ثُمَّ كلُّ نور قاهر غير النور الأقرب إلى نورِ الأنوارِ يَقبَلُ الإشراق بِالواسطِ منه تعالى أيضاً أي كَما يقبل بِلا واسطةٍ كَما مَرّ أنَّ شروقَه إلى آخرِهِ.1
«حالا اشراق عقلی پروردگار حسی عَرْضی یا عَرَضی نیست، این اشراق پروردگار بر این عقول وارد است همانطوریکه شعاع هر نور قاهری بعد از نور انوار تعالی بالا میرود» یعنی یک جهت مشاهدهای به بالا دارد، یک جهت نزول به پایین دارد؛ در هرکدام از این دو جهت، یک عقلی درست میشود. از جهت اشراق نورالانوار به این، عقل اوّل به این، عقل دوم به این، یک عقل درست میشود، از نظر مشاهدۀ این به بالا یعنی وقتی که خودش را به بالا میرساند، آنچه را که در مرتبۀ بالا است را اخذ میکند و تمام آنها را میگیرد. پس عقل دوم منبابمثال خودش دوتا است ـ متکافئه است ـ آن سوم در مقام مشاهده آن دوتا را میگیرد دوتا هم بلاواسطه از نورالانوار از عقل اوّل بر او اشراق میشود بنابراین در مرحلۀ سوم سهتا میشود. در مرتبۀ چهارم این ماهیات ممکنه ـ ماهیات این عقول ـ بهواسطۀ مشاهدۀ مرتبۀ سوم آن چهارتایی که در مرتبۀ سوم هست را میگیرد، چهارتای دیگر هم بهواسطۀ اشراق این سلسله بر او بلاواسطه، واسطۀ اول، واسطۀ دوم، واسطۀ سوم، این چهارتا را هم میگیرد و هشتتا میشود هَلُمَّ جَرَّا.
«قاهر قبول میکند، ـ آن نور قاهر، نور سافِل است ـ هر نور قاهری که غیر از نور اقرب به نورالانوار است یک اشراقی را قبول میکند بهواسطۀ از او تعالی» یعنی از خداوند هم بلاواسطه در اینجا افاضۀ اشراق دارد. البته این مطالبی که ایشان در اینجا دارند خالی از تأمّل نیست؛ هم مکتب مشائین و هم اشراقیین، که البته این بحثش خواهد آمد.
- . منظومه، ج 3، ص 884.

