جلسه ۲۱۱
10بحث در تطابق عالم حس و عالم عقل
غررٌ فِي تطابقِ عالَمِ الحسِّ و عالَمِ العَقل.
این غرر در تطابق عالم حس و عالم عقل است.
فكل هـذي النـسبِ الوضعيةِ *** أظلالُ تلك النسبِ النوريةِ و صنمٌ لِزينةٍ جا زِبْرِجا *** كان لِنورِ رَبه أنموذجا كهذه الألوانِ في الطاووسِ *** بل كُلُّ ما في العالمِ المحسوسِ و النُّور في الغاسقِ حكمُه انسَحَب *** فَغاسق عَليه قهر قد غلب أ ما رأيت أنَّ شَمساً و قمر *** نورُهما نورُ النجومِ قد بَهَر و غَاسق حب و مَا ذل مَعه *** كَزهرة و الأمهات الأربعة1 عالم حس با عالم عقل باید با همدیگر مطابقت کنند. فرض کنید اگر یک چیزی اینجا ترش است نمیشود علتش در عالم بالا شیرین باشد و باید یک سنخیتی بین این ترشی و یا این رنگ با آن علتی که در ملکوت، این را بهوجود آورده است وجود داشته باشد. بدون او این ترش، ترش نیست و شیرین، شیرین نیست و این رنگ، قرمز نیست و آن سبز نیست. یک جهتی باید از نقطهنظر معنا وجود داشته باشد که آن جهت معنا موجب این تغییرات، تحولات، موجب این رنگها و طعمها، موجب این تمایز ماهیات و اختلاف در ماهیات باشد.
فَكُلُّ هذي النِسَبِ الوضعيةِ و الهيئاتِ الحِسِّيةِ الواقعةِ فِي عالَمِ الطبيعةِ أظلالُ تلكَ النِسَبِ النُّورِيَّة و الهيئاتِ المَعنَوِيَّةِ و صَنَمٌ لِزينَةٍ و كمالٍ جا زِبْرِجا فَهو كانَ لِنورِ ربِّه أنمُوذجاً كَهذِهِ الألوانِ العَجيبية التي في رياشِ الطاووس.2
«هر نسبت وضعی و هیئتهای [حسیۀ واقعه در عالم طبیعت] که شما در اینجا میبینید» مثل هیئت ستارگان، هیئت ماه، هیئت شمس، هیئت قمر، هیئت نبات و هیئت جماد، تمام اینهایی که اجرام مادی را بهوجود آوردند، این وضعها و ارتباطاتی که این ارتباطات یک وضعی را در این عالم طبیعت ایجاد کردهاند، «اینها اَظلال و معالیل نسبتهایی هستند که در بالا هستند و هیئات معنوی است که در عالم ملکوت است.»
منشاء جاذبههای ظاهری این عالم
- . منظومه، ج 3، ص 696.
- . منظومه، ج 3، ص 697.

