اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۱۱

0
منظومه
منظومه

89. غرر في تطابق عالم الحس و عالم العقل 90. غرر في أن الأفاعيل المتقنة في هذا العالم من رب النوع

جلسه ۲۱۱

4
  • چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی***صورتی در زیر دارد آنچه که در بالاستی
  • صورت زیرین اگر با نردبان معرفت***بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی
  • این سخن را درنیابد هیچ فهم ظاهری***گر ابونصرستی و گر بوعلی سیناستی1
  • تعریف از شخصیت مرحوم میرفندرسکی

  • مرحوم میرفندرسکی در اینجا معتقد است که ادراک این معنا جز با شهود میسر نخواهد شد. ایشان یکی از عرفا بوده است و مقاماتی داشته است. حالا به مقامات کمال و فناء را نمی‌دانیم ولی دارای حالات و مکاشفات و حالات توحیدی بوده است و جنبۀ عرفانی در کلماتش بر جنبۀ حِکَمی او غلبه دارد.

  • تلمیذ: مازندرانی بوده است!

  • استاد: به‌به، اهل کجا بود؟ شهرستان نور؟

  • تلمیذ: استرآباد، نرسیده به گرگان.

  • استاد: بسیار خوب. ما [در نور] مفاخری داریم مثل نورالدین کیانوری اهل نور است! منظورم جدّش بود که آدم خوبی بود؛ شیخ فضل الله نوری. محدث نوری که از محدثین هست و ایشان که خیلی مرد چیزی بوده است، درهرصورت محدثی بوده است! آن نوری زمان ناصرالدین‌شاه چه کسی بود؟! قاتل امیرکبیر بود و [مهرۀ] انگلیس بود و خیلی از چیزها را به انگلیس داد! رئیس مجلس ما آقای ناطق نوری و برادرشان و ... از همه گذشته، چرا راه دور برویم، خود شما آقا! چرا حضرت‌عالی خودتان را کم می‌گیرید!

  • تلمیذ: در چند جلسه قبل صحبت فرمودید که ما در حالت حیوانیت هستیم، آن حقیقت انسان رو به تکامل می‌رود و انسان کامل می‌شود درحالی‌که این در عالم حس و در عالم دنیا تغییری صورت نمی‌گیرد! مثلاً این ولیّ خدا قبل از اینکه به ولایت برسد در مقام هوهویت با زمانی که به ولایت برسد عوض نمی‌شود، صورتی عوض نمی‌کند، زمانی که انسان به کمال نرسیده است، اینجا صورتش حکایت از چه معنایی می‌کند، این را می‌گوییم که در عالم حیوانیت هنوز باقی هست، چون به کمال که نرسیده است ...

  • استاد: نه در مسئلۀ حیوانیت، حیوانیت در یک نقطۀ خاص است و مُحدِّد نمی‌شود یعنی محدِّد الجهات نیست؛ از حیوانیت تا انسانیت یعنی انسانیت کامل عوالم عجیبه‌ای است لایتناهی؛ حرکت از حیوانیت به‌سوی انسانیت یعنی کم‌کم خود را به آن مرحله نزدیک کردن و این خیلی تفاوت دارد تااینکه شخصی در حیوانیت صرف و شهوات و اَنانیت‌ها و دنیا منغمر باشد و به‌طورکلی چنان متحجّر باشد که در او چیزی از انسانیت وجود نداشته باشد. این اصلاً قابل قیاس نیست حرکت نفس از مرحلۀ حیوانیت به‌سوی انسانیت یک حرکت تجردی و جوهری است که باید مسافاتی را طی کند تااینکه کم‌کم خودش را از حیوانیت بیرون بیاورد و دارای تجرد انسانی بشود، بعد وقتی که می‌خواهد بیرون بیاید تا آنجا که بخواهد انسان بشود دائماً کم‌کم ـ بسته به مراتبی که طی کرده است ـ از انسانیت جایگزین آن حیوانیت می‌کند، تااینکه این شائبۀ حیوانیتی که در او هست بالمرّة از نفس او زائل بشود، فرض کنید مثل آبی می‌ماند که از یک طرف بیاید و بخواهد آب استخر را از طرف دیگر خارج کند، این آب استخر که یک‌دفعه خارج نمی‌شود بلکه آن آب جایگزین می‌شود یعنی کم‌کم این آب می‌آید و آب استخر را از این‌طرف بیرون می‌برد، دائماً می‌آید، دائماً این آب بیرون می‌رود، دائماً این لجن‌ها بیرون می‌رود، دائماً این اشغال و اینها بیرون می‌رود، دائماً آب کثیف می‌رود، شما بعد از یک ساعت که نگاه کنید می‌بینید رنگ آب که سیاه بود تغییر پیدا کرده است و یک مقداری شفاف شده است. این آب سفید آمد و این را دگرگون کرده است. ساعت بعد می‌آیید می‌بینید رنگش شفاف‌تر شده است. عصر که شد می‌بینید که شفافِ ‌شفاف است و دیگر هیچ اثری از آن آب قبلی که در این استخر بزرگ وجود داشت وجود ندارد.

    1. تذکرۀ ریاض العارفین، بخش 4 ـ ابوالقاسم فندرسکی قُدِّسَ سِرُّهُ.