جلسه ۲۱۱
6نشئت گرفتن دستورات شارع از عالم تکوین
آنوقت در اینجا دیگر مسائلی هست که اگر بخواهیم جلو برویم مطالب زیاد است و من فقط سر نخهایی را خدمتتان عرض میکنم؛ یکی اینکه هر عملی که انسان انجام بدهد، اثر معنوی او است که یک جنبۀ ظاهری در این عالم تحقق میدهد، یکی از این مسائلی که بر این تطابق عالم حس و عالم عقل بهوجود میآید همین قضیۀ سنخیت بین مجرد و ماده است که این باید در اینجا تحقق پیدا کند. یکی از آن مطالب همین نحوۀ همبستگی اعمال با انسان است و معیتی که روح عمل با انسان و با نفس انسان دارد. یکی از آنها این جنبۀ تطابق بین ولیّ کامل است ... که باید آنچه را از طرف شارع دستور داده میشود با آنچه را که در عالم حقایق بهعنوان راه تکاملی انسان تکویناً وجود دارد، سنخیت داشته باشد و تطابق بکند. نمیشود دستوری که شارع میدهد از نظر تکوینی با آن حرکت نفسانی انسان و تقرّر انسان در دو موضع مخالف قرار بگیرند به عبارت دیگر دستورات شارع بهحسب ظاهر اعتباری است و ما خیال میکنیم که اینطور است اما بهحسب واقع جنبۀ تکوینی و جنبۀ واقعی دارد و قابل تخطی نیست. مسائل خیلی متفاوتی بر این قضیه وجود دارد که از نظر تطابق عالم حس با عقل بسیار است منتها ما از او تعبیر به ملکوت میآوریم ولیکن فلاسفه تعبیر به عالم عقل میآورند.
باید بین آنچه را که در عالم حس اتفاق میافتد و در عالم ملکوت اتفاق میافتد تطابق کامل وجود داشته باشد والاّ اصلاً امکان تحققش در این عالم مستحیل است. اینها چیزهایی است که ایشان در اینجا میفرمایند که بهنظر میرسد [بهتر است که] ما روی این مطالب خیلی هم بحث نکنیم.
و إنَّ لِأعلَينِ أي إلى القَواهرِ الطولية انْتُمِى كَما زَعَمَهُ المَشاءون فَلْيَلزَم عِلِّيةُ الجسمِ لِجسمِ لِأنَّ بينَ عِلَلِها حينئذٍ تَرَتُّباً عِلِّياً و معلولياً فَلا بُدَّ أن يكونَ بينَ أجسامِ الأفلاكِ الَّتي هي معالِيلُها تَرَتُّبٌ أيضاً لِوجوبِ التَّطابُقِ و انتَفَى اللازمُ لِأنَّ الجسمَ و الجِسمانِي لا يؤثر إلا بِالوضعِ و الوضعُ بِالنِّسبةِ إلى المعدومِ لا يَتَصوَّر.1
- . منظومه، ج 3، ص 693.

