جلسه ۲۱۳
توضیحات:
92. غرر في ذكر تأويلات القوم للمثل الأفلاطونية
جلسه ۲۱۳
6علت برای تحقق خارجی اعیان خارج
این صور علمیه جنبۀ تجردی دارند و اینها صفات پروردگار هستند که به لحاظ علم اجمالیشان با ذات پروردگار عینیت دارند. آنوقت این علم اجمالی در مقام تفصیل موجب تمامیت این صور میشود یعنی آن علم اجمالی که صفت پروردگار است و با ذات پروردگار یکی است و وحدت با ذات دارد آن علم اجمالی موجب میشود که علم تفصیلی پیدا بشود؛ یکیک این صور در عالم خارج هم تحقق پیدا کند. پس علت برای تحقق خارجی اعیان خارج، عبارت از آن صور مرتسمهای است که علت اجمالی علت برای تفصیل و بروز و ظهور آنها شده است. روی این حساب این علت صور عبارت از همان علم اجمالی است که باطن ذات او است آنوقت این از باطن این را کامل میکند. آنوقت در اینجا دیگر سبب که سبب غایی هست با علت فاعلی که علت تمامی هم به او میگویند یعنی موجب تمام و کمال است در اینجا وحدت پیدا میکند وقتی که وحدت پیدا کرد آنوقت در اینجا میتوانیم بگوییم که قیام صور مرتسمۀ عند الله تعالیٰ و عند الباری به باطن ذات خودش است به مقوّمی است که این مقوّم جدای از ذات خودش نیست منتها فرقش اجمال و تفصیل است؛ اجمالش همان صور کلیه است و تفصیلش عبارت از همان صور جزئیه است که جزءجزء میشود. آن باطن او میآید و این را تمامش میکند یعنی مقوّم ذات خودش است. در واقع از خارج نمیآید تا این صورت درست بشود تااینکه بگوییم: قیام به غیر دارد نه قیام به ذات. بنابراین قیام این صور به باطن خودش از قیام خودش به ذات خودش اقویٰ است.
اینهم یک راه برای توجیه ارجاع مُثُل افلاطونیه به صور علمیه چون اگر ما بخواهیم به صور علمیه ارجاع بدهیم اشکال پیدا میشود؛ اگر مسبب هستند مسبب باید قائم به غیر باشد وقتی که قائم بالغیر است پس قیام بالذات ندارد و روی پای خودش نایستاده درحالیکه افلاطون میگوید: مُثل روی پای خودشان ایستادهاند و قیام بالذات دارند ولی ما میگوییم که این قیام بالذات بهخاطر مقوّمی است که در ذات خودش هست که آن مقوّم عبارت از علم اجمالی است که او متحد است و عینیت با پروردگار دارد.

