جلسه ۲۱۶
3اگر منظور وجود اشرف در سلسلۀ عرضیه است که اینطور نیست و این ادلّهای که ذکر میکنند بر اینکه منافات با فیض دارد ـ فیّاض علیالإطلاق ـ همانطوریکه قبلاً عرض کردیم همۀ این ادلّه تخیلات متکلمین است. فیاض علیالإطلاق اقتضاء میکند که پیغمبر در این زمان باشد، خب از اوّل خلقت حضرت آدم باشد! نه جانم، [اشکالی ندارد که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم آخرین پیامبر باشند و از اوّل خلقت حضرت آدم و بقیۀ انبیاء، و نمیتوان گفت که] پس اینهمه مدت فیض قطع است؟! اصلاً این حرفها نیست. در سلسلۀ عرضیه این تقدّم اشرف بر اخسّ اصلاً چنین مسئلهای ثابت نشده است بلکه خلافش ثابت است. در سلسلۀ طولیه هم هر علتی باید اقویٰ و اشدّ از معلول باشد. این حرفها که آیا قبل است یا بعد است اصلاً بهطورکلی معنا ندارد.
ثانیاً ما در بحث توحید افعالی یا توحید صفاتی عرض کردیم که هر صفت کمالی و هر فعلی که در این عالم تحقق دارد برگشتش به مبدأ واحد و به منشأ واحد است یعنی اگر در اینجا علمی وجود دارد برگشتش به علم مطلق و به بهاء مطلق است اگر در اینجا قدرتی وجود دارد این مظهر برای یک قدرت مطلق و قدرت لایتناهی است اگر جمالی در این عالم وجود دارد مظهریت برای آن جمال و امثالذلک است بهطوریکه برگشت تمام صفات و تمام افعال به توحید صفاتی و توحید افعالی است. بنابراین از آنجایی که علم و حیات و قدرت در اینجا محدود است و چون تعیّن میگیرد و حد ـ حد ماهوی ـ به خود میگیرد [و] محدود است، لاجرم طبق برهان عقلی باید منتهی به یک قدرتی بشود که آن قدرت مربوط به واجبالوجود بالذات است و در آنجا علم و حیات و قدرت به تناسب با خود اصلالوجود باید لایتناهی باشد. آنوقت در این سلسلۀ طولیه طبعاً وقتی که آن قدرت میخواهد به این قدرت جزئیه نزول کند، یک مراتبی را برحسب تسانخ بین علت و معلول طی میکند. همانطوریکه عرض کردیم این سلسلۀ طولیه لاجرم اقویٰ و اشدّ و اشرف است از این صفات عرضیه که در سلسلۀ عرضیه تحقق پیدا میکند. اینهم راه دیگر برای اثبات اسبقیت اشرف بر اخسّ در سلسلۀ عالم وجود.

