
اقسام اراده متکلم و معنای مفهوم و منطوق
در دومین جلسه از سلسله دروس خارج اصول، مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس الله سرِّه) ضمن پیگیری بحث معنای منطوق و مفهوم، بیان میکند متکلم مطابق قانون محاوره، دو نوع اراده دارد: اراده ابتدایی یا مفهومی و اراده جدی یا وقوعی؛ از نظر ایشان اراده وقوعی معنای التزامی است و نه معنای مطابقی. استاد سپس با اشاره به تعدد دلالات در کلام واحد، در صدد پاسخ به این پرسش میشود که دلالت وقوعی، مفهوم است یا منطوق؟ آیة الله طهرانی، در پایان ضمن بیان تعریف مشهور از مفهوم، یعنی دلالت لفظ بر معنای التزامی، میفرماید: اگر اینطور باشد، مجاز و کنایه داخل در مفاهیم میشوند.
اقسام اراده متکلم و معنای مفهوم و منطوق
10مردم میگویند: خشم طبیعت! خشم طبیعت کجا است؟! مگر طبیعت خشم دارد؟! یا میگویند: دست طبیعت! مگر طبیعت دست دارد؟! یا میگویند: قدرتی که در طبیعت هست! متأسفانه من این سخنان را از بزرگان و آقایان و اهل علم و افراد باسواد هم شنیدهام! میگویند طبیعت در اینجا چه کرده است! خود همین چیزی که در اینجا هست جزء طبیعت نیست! میگویند: طبیعت! مگر طبیعت چیست؟! ما که غیر از این درخت و چنار و سبزه و...، چیز دیگری به نام طبیعت نداریم! پس اگر بگوییم: طبیعت در اینجا چه کرده است، ما این را خارج از طبیعت فرض میکنیم و طبیعت را بهعنوان یک قدرت قاهره بهحساب میآوریم؛ اگر منظور این است، غلط است! چون خود این هم جزء طبیعت است. پس طبیعت دست ندارد.
أنبت الربیع البقلة همین مطلب است. یعنی جای دور نرویم؛ همین مردم عوام هستند و همین آقایان، عوام هستند. بهجای اینکه بگویند: دست پروردگار، دست خداوند، قدرت لایزال الهی، میگویند: دست طبیعت! خشم طبیعت! زلزله میآید میگویند: خشم طبیعت! طبیعت چهکاره است؟! طبیعت کارهای نیست! طبیعت مگر غیر از این سنگ چیز دیگری است؟! خود این فرش هم جزء این طبیعت است. آقای فرش، آیا شما در اینجا توانستی کاری انجام بدهی؟! آقای سنگ، آیا شما در اینجا توانستی کاری انجام بدهی؟! میگوید: خود من هم جزء یک اقیانوس بیکران هستم، ما هم در این فضای عالم برای خودمان میگردیم و کاری نمیتوانیم انجام بدهیم.
بنابراین بین مجاز عقلی و بین مجاز لفظی از این نقطهنظر فرق است که در مجاز لفظی، لفظ بر یک مدلول وقوعی خارجی دلالت میکند که غیر از معنای مطابقی خودش است، ولی در مجاز عقلی لفظ بر معنای مطابقی خودش دلالت میکند. صحبت در این است که ما در اینجا لفظی را که مناسب با موضوع است نیاوردیم و یا لفظی را که مناسب با محمول است نیاوردیم؛ ولی واقعاً اسناد این محمول به موضوع خودش است.
