اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اقسام اراده متکلم و معنای مفهوم و منطوق

0
اصول
جلسات

در دومین جلسه از سلسله دروس خارج اصول، مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس الله سرِّه) ضمن پیگیری بحث معنای منطوق و مفهوم، بیان می‌کند متکلم مطابق قانون محاوره، دو نوع اراده دارد: اراده ابتدایی یا مفهومی و اراده جدی یا وقوعی؛ از نظر ایشان اراده وقوعی معنای التزامی است و نه معنای مطابقی. استاد سپس با اشاره به تعدد دلالات در کلام واحد، در صدد پاسخ به این پرسش می‌شود که دلالت وقوعی، مفهوم است یا منطوق؟ آیة الله طهرانی، در پایان ضمن بیان تعریف مشهور از مفهوم، یعنی دلالت لفظ بر معنای التزامی، می‌فرماید: اگر این‌طور باشد، مجاز و کنایه داخل در مفاهیم می‌شوند.

نسخه عربی

اقسام اراده متکلم و معنای مفهوم و منطوق

9
  • فرق مجاز عقلی و لفظی

  • مجاز عقلی از باب مجاز در اسناد است. مجاز لفظی در آنجایی است که لفظ در آن معنا دخالت دارد. در اینجا لفظ، بر غیر ماوضع‌له خودش از نظر وقوعی دلالت می‌کند. در آنجا لفظ بر غیر ماوضع‌له دلالت نمی‌کند بلکه بر ماوضع‌له دلالت می‌کند؛ منتها در مجاز، در اسناد خود عقل می‌آید و لفظی را که باید برای یک موضوعی باشد یا موضوعی را که باید برای یک محمول باشد، آن موضوع را به یک موضوع دیگر تغییر می‌دهد.

  • من‌باب‌مثال می‌خواهد بگوید: «أنبت الله البقلة» ولی می‌گوید: «أنبت الربیع البقلة» اصلاً لفظ را تغییر می‌دهد، یعنی واقعاً می‌آید این انبات را که باید به خدا مستند باشد، به ربیع استناد می‌دهد از باب مجاز. یا در باب «بنی الامیرُ المدینة» در آنجا باید بنا را به معمار و بنّا استناد بدهد ولی به امیر استناد می‌دهد. خود لفظ را عوض می‌کند و واقعاً بنا را به او اسناد می‌دهد؛ البتّه نه از نقطه‌نظر مجازی، بلکه جای الفاظ را عوض می‌کند.

  • در اینجا جای لفظ را عوض نکرده، یعنی رأیت آورده، اسداً آورده و فی الحمام آورده است. لفظ‌ها در جای خود محفوظ هستند، منتها آن معنای وقوع خارجی را به غیر موضوع‌له آنها نسبت می‌دهد. یعنی وقتی که در آنجا می‌گوید: أنبت الربیع البقلة منظور او از ربیع، الله نیست بلکه منظورش واقعاً خود بهار است، منتها اشتباه کرده است. باید این انبات را به خدا نسبت بدهد اما به ربیع نسبت داده است؛ حالا یا به‌خاطر کج‌فهمی و کج‌اندیشی خودش یا به‌خاطر عدم ابصار خودش یا به‌خاطر عامی بودنش و یا به‌خاطر جهات دیگر. باید بنا را به بنّا نسبت دهد اما به امیر نسبت داده است؛ به‌خاطر اینکه او فرمان می‌دهد و به‌خاطر اینکه امیر آمر است.

  • اما در اینجا دلالت وقوعی را به غیر از آن معنای مطابقی خودش نسبت می‌دهد. وقتی که می‌گوییم: رأیت اسداً فی الحمام، این رأیت بر یک معنای وقوعی خارجی دلالت می‌کند، و آن معنای وقوعی خارجی، غیر از معنای مطابقی خودش است. مطلب این است که متکلم با علم به اینکه اسد در حمام نیست، اسد را می‌گوید ولی در مجاز عقلی. در أنبت الربیع البقلة علم ندارد؛ اگر علم داشت و موحد بود می‌گفت: أنبت الله البقلة.