
مراتب تحقق مفهوم شرط از دیدگاه مرحوم آخوند
با نگاهی به مفهوم شرط در آیه نبأ
در جلسه نهم از سلسله دروس خارج اصول مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه)، بحث مهم مفهوم شرط آغاز شده است. استاد در ابتدا محل نزاع را در این مبحث، تحریر میکند و سپس به بیان دیدگاه مرحوم آخوند در باره مراتب تحقق مفهوم شرط، مانند ترتب، تلازم و علیت میپردازد. در ادامه بر اساس همین مراتب، امکان مفهومگیری در آیه نبأ را بررسی نموده و نتیجه میگیرد که آیه نسبت به قول عدل، ساکت است. استاد از همینجا به نکته مهمی در خصوص سیره عقلا در تلقی اخبار وارد شده و بیان میکند: عقلا اخبار را بر اساس حساسیتی که دارند دسته بندی میکنند؛ برخی را به آسانی تقبل میکنند و در برخی دیگر سختگیرانه عمل مینمایند. ایشان تأکید دارند که در روایات، همین نکته وجود دارد و نمیتوان همه آنها را با شروط یکسانی قبول نمود؛ بلکه باید حسب موضوعاتی که دارند تفصییل داده و در هر دسته شرایط مخصوص به خودشان را اعمال نماییم. مرحوم استاد طهرانی در ادامه درس، به سئوالات مطرح شده از سوی تلامیذ پاسخ میدهد.
مراتب تحقق مفهوم شرط از دیدگاه مرحوم آخوند
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرّحیم
تحریر محل بحث در مفهوم شرط
بحث در مفهوم شرط است. عرض شد شکّی نیست که اگر منطوقها با قرائنی، چه قرائن حالیه و چه قرائن مقالیه، دلالت بر مفهوم بهعنوان انتفاء عند الانتفاء بکنند، فریقین در اینجا بر صادق بودن مفهوم متّفق هستند.
صحبت در این است که آیا مفهومهایی که ما بهعنوان معنای التزامی الفاظ ـ و با توجه به بحث گذشتۀ ما حتی افعال و تقییدات ـ در نظر میگیریم، بهتنهایی و با خود دلالت لفظ، محقق میشوند؟ به این معنا که منبابمثال خود جملۀ شرطیه فیحدّنفسه قرینه باشد برای تحقّق مفهوم؛ سوای قرائن خارجیه و سوای قرائن لفظیۀ منضمَّة الیها. مدار بحث راجع به این جهت است.
مراتب تحقّق مفهوم شرط از نظر مرحوم آخوند
مرحوم آخوند برای تحقّق مفهوم و ترتّب جزاء بر شرط در جملۀ شرطیه مراتبی را ذکر میکنند.
مرتبۀ اول اینکه این تقیّد عقدالوضع و قید شرط در جملۀ شرطیه تقیّدِ صدفهای نباشد بلکه بهعنوان ترتّب و تلازم باشد، یعنی همینطوری از دهان متکلّم بیرون نیامده باشد که شرطی را در جملۀ شرطیه مطرح کند. و حقّ مطلب هم همینطور است، زیرا قیدی را که متکلّم در ناحیۀ عقدالوضع میآورد، چه قید شرطی باشد یا وصفی یا غایی و یا غیرذلک، عنایتی به ترتّب حکم در ناحیۀ عقدالحمل بر این قید دارد و این قید را در ترتّب این حکم دخیل میداند.
ولی همانطور که قبلاً عرض شد نحوۀ دخالت تفاوت دارد. یکوقت دخالت بهعنوان علّت ناقصه است، یکوقت دخالت بهعنوان علّت تامّه است و یکوقت هم دخالت بهعنوان تلازم است نه بهعنوان علّیت، یعنی بهعنوان ترتّب است. در بسیاری از قضایا داریم که محمول مترتّب بر موضوع است ولی نه بهعنوان علیّت بلکه فقط بهعنوان اینکه این حکم مترتّب بر آن است ولی علّیت نیست. ترتّب با علّیت دوتا است و تلازم با علّیت تفاوت دارد. پس قائلین به مفهوم چارهای ندارند از اینکه به مراتبی که در اینجا مطرح میشود ملتزم شوند.
