اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب تحقق مفهوم شرط از دیدگاه مرحوم آخوند

با نگاهی به مفهوم شرط در آیه نبأ

0
اصول

در جلسه نهم از سلسله دروس خارج اصول مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه)، بحث مهم مفهوم شرط آغاز شده است. استاد در ابتدا محل نزاع را در این مبحث، تحریر می‌کند و سپس به بیان دیدگاه مرحوم آخوند در باره مراتب تحقق مفهوم شرط، مانند ترتب، تلازم و علیت می‌پردازد. در ادامه بر اساس همین مراتب، امکان مفهوم‌گیری در آیه نبأ را بررسی نموده و نتیجه می‌گیرد که آیه نسبت به قول عدل، ساکت است. استاد از همین‌جا به نکته مهمی در خصوص سیره عقلا در تلقی اخبار وارد شده و بیان می‌کند: عقلا اخبار را بر اساس حساسیتی که دارند دسته بندی می‌کنند؛ برخی را به آسانی تقبل می‌کنند و در برخی دیگر سختگیرانه عمل می‌نمایند. ایشان تأکید دارند که در روایات، همین نکته وجود دارد و نمی‌توان همه آنها را با شروط یکسانی قبول نمود؛ بلکه باید حسب موضوعاتی که دارند تفصییل داده و در هر دسته شرایط مخصوص به خودشان را اعمال نماییم. مرحوم استاد طهرانی در ادامه درس، به سئوالات مطرح شده از سوی تلامیذ پاسخ می‌دهد.

نسخه عربی

مراتب تحقق مفهوم شرط از دیدگاه مرحوم آخوند

7
  • ما چگونه می‌توانیم با یک روایتی که در اعراض و نفوس و اموال آمده و در مقام دخالت و در مقام تصرّف است همان معامله‌ای را بکنیم که آن معامله را با روایتی که در مقام بیان یک استحباب حکم ظاهر است می‌کنیم؟! امکان ندارد! لذا می‌بینیم سیرۀ عقلائیه در تلقّی اخبار از افراد تفاوت پیدا می‌کند. من‌باب‌مثال یک نفر به شما می‌گوید که آقای فلانی از دنیا رفته است. آیا به محض اینکه یک نفر به شما می‌گوید: آقای فلانی از دنیا رفته است، شما فوراً منبری خبر می‌کنید و مجلس فاتحه اعلام می‌کنید و به روزنامه اطلاعیه می‌دهید یا اینکه ولو خبر عدل است دست نگه می‌دارید تا اینکه منضمّ به قرائن شود و وقتی که منضمّ به قرائن شد آن‌موقع اقدام می‌کنید؟! ولی یک‌وقت فلانی می‌گوید: «از خیابان می‌گذشتم و دیدم یک ماشین با ماشین دیگر تصادف کرد و یک نفر روی زمین افتاد»؛ در اینجا چون مسئلۀ مهمی نیست، قبول می‌کنیم. پس حسّاسیت خبر در اینجا مهم است و مطرح است.

  • پس وقتی که یکی از رفقا می‌گوید: «آقا در مورد فلان چیز فلان حکم را کردند»، نباید پذیرفت. باید این کلام او محفوف به قرائن باشد. حکمی را که آقا می‌کنند با چه بیانی می‌کنند؟ به چه طریقی می‌کنند؟ آن شخصی که این حکم را شنیده است حواسش کجا بوده است؟ آیا او شخصی بوده است که مطلع به محاورات بوده است یا نبوده است؟ هزار و یک شرط می‌خورد. چطور هر حرفی که از آقا می‌آید شما می‌پذیرید؟! چطور هر کسی یک چیزی می‌گوید شما می‌پذیرید؟! من‌باب‌مثال بنده نشسته بودم و آقا صحبت می‌کردند و شخصی هم مطالب آقا را می‌نوشت. من نگاه کردم و دیدم که او اشتباه می‌نویسد! آقا یک چیز دیگر می‌گفتند و او یک چیز دیگر می‌نوشت! آن‌وقت شروع می‌کند بین همۀ افراد پخش می‌کند! آیا شما می‌توانید به این شخص اعتماد کنید؟! نمی‌توان اعتماد کرد.