اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تمسک به اطلاق در مفهوم شرط (1)

بررسی دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی

0
اصول

در جلسه دوازدهم از سلسله دروس خارج اصول، مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) امکان تمسک به اطلاق برای اثبات مفهوم شرط را بررسی می‌کند. مستدل، برای اثبات مفهوم در جملات شرطیه، آن را به باب اوامر قیاس کرده و می‌گوید: مقتضای مقدمات حکمت و مطلق بودن تعلیق جزا بر شرط، آن است که شرط علت منحصره بوده و مفهوم داشته باشد؛ زیرا اگر جزا، علتِ بدیل می‌داشت، گوینده حکیم، باید بیان می‌کرد، دقیقاً مانند وجوب نفسی که نفسی‌بودن آن از اطلاق صیغه امر استفاده می‌شود و اگر غیری می‌بود، باید بیان می‌شد. مرحوم آخوند خراسانی به این استدلال دو پاسخ می‌دهد. مرحوم استاد، در باره جواب اول آخوند (جاری نشدن اطلاق در معانی جزئیه)، ابتدا اشکالی را طرح و آن را جواب می‌دهد و سپس خود، بر بیان آخوند ایراد وارد می‌کند و لذا جواب اول ایشان را در رد نظریه تمسک به اطلاق، ناکافی می‌دانند. پس از این، به جواب دوم مرحوم آخوند اشاره می‌کند: اطلاق امر در مأمورٌبه، بر وجوب تعیینی و عینی و نفسی دلالت می‌کند، ولی مقتضای اطلاق در قضیۀ شرطیه، همان ترتّب جزاء بر شرط است ثبوتاً و نه نفیاً. و ترتب به‌نحو علیّتِ منحصره یا علیّتِ ناقصه نیاز به قرینۀ لفظیه یا خارجیه دارد. استاد اشکالی را که بر این جواب شده است مطرح و سپس نقد می‌نمایند و در ضمنِ این بیانات، جواب دوم آخوند نیز تکمیل می‌گردد. بدین ترتیب استاد طهرانی، پاسخ دوم مرحوم آخوند را متین تشخیص داده و با اضافاتی که خودشان داشته‌اند، بطلان قیاسِ باب مفهوم شرط به باب اوامر را اثبات می‌نمایند.

نسخه عربی

تمسک به اطلاق در مفهوم شرط (1)

3
  • نقد جواب اول مرحوم آخوند

  • جوابی به این کلام مرحوم آخوند با این بیان داده شده است که قصد آلیّت و استقلالیت، خارج از معانی حروف و اسمی هستند. خود معنای حرفی و معنای اسمی یک معنای مستقل دارند؛ منتها این آلیّت و استقلالیت از نقطه‌نظر خارج بر اینها عارض می‌شود. ما یک ابتدائیت داریم که اگر در خارج با «مِن» بیان شود قائم به طرفین و فانی در طرفین است و «مِن» در اینجا به معنای آلی است و اگر مستقلاً در خارج استعمال شود، قائم به طرفین نخواهد بود.

  • بناءًعلیٰ‌هذا خود آلیّت و خود استقلالیت که موجب جزئیت می‌شوند، خارج از معانی حروف و هیئات هستند. بنابراین خود معنای حروف و هیئت، مطلق هستند و آلیّت و استقلالیت در مقام استعمال و در وجود خارجی بر آنها عارض می‌شود، نه در مقام انشاء. یعنی وقتی که مکلّف می‌خواهد این امر را انجام دهد خواهی‌نخواهی باید این مأمورٌبه را مقیداً انجام دهد، چون مأمورٌبه مطلق را که نمی‌توان انجام داد. بالأخره شخصی که می‌خواهد نماز بخواند یا دو رکعت می‌خواند یا سه رکعت؛ دیگر هم دو رکعت و هم سه رکعت را که نمی‌خواند. من‌باب‌مثال نمازی بخواند که هم دو رکعتی باشد و هم سه رکعتی و هم شش رکعتی؛ این که نمی‌شود! بنابراین آن مأمورٌبه در مقام عمل مقید می‌شود. و این غیر از این است که در مقام انشاء به‌نحو جزئی یا به‌نحو اطلاق انشاء شده باشد.

  • جواب استاد به نقد واردشده بر مرحوم آخوند

  • جوابی که از این کلام داده می‌شود این است که اصلاً معنای حرفی، معنای فانی و منمحی در طرفین است. یعنی اصلاً امکان ندارد که مُنشِئ در مقام انشاء و نه در مقام خارج، امری را بدون قیام به طرفین انشاء کند. لحاظ آلیّت در معنای حرفی شرط است، نه‌اینکه بر معنای حرفی عارض شود. یعنی اصلاً شرطِ تحقق معنای حرفی لحاظ آلیّت است؛ چه تحقق نفسی باشد به‌عنوان کلام نفسی و چه تحقق خارجی باشد به‌عنوان کلام خارجی. یعنی وقتی که مولا می‌خواهد آن معنای حرفی را لحاظ کند امکان ندارد بدون آلیّت انشاء کند، امکان ندارد در نفسش ابتدائیت را بدون سیر و بدون بصره انشاء کند؛ زیرا کلام خارجی همان کلام نفسی و عبارةاُخرای آن است. آن کلام نفسی یا به‌صورت لفظ و یا به‌صورت فعل و یا به‌صورت ایماء و اشاره ظهور و بروز پیدا می‌کند.