اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظریۀ مرحوم آقاضیاء عراقی در مفهوم شرط (1)

و لزوم احتیاط در شبهات مفهومیه

0
اصول

در جلسه 15 از سلسله دروس خارج اصول، استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در ابتدا از باب استطراد، به لزوم رجوع به احتیاط در شبهات مفهومیه اشاره می‌کند و سپس به بحث اصلی خود بازگشته و به دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی در اثبات مفهوم شرط می‌پردازد. ایشان بر خلاف مرحوم آخوند، به مراتب چندگانه قائل نبوده و معتقد است مفهوم شرط با تمسک به اطلاق در قضیه حملیه، اثبات می‌شود. استاد، در باره مهمله بودن عقدالحمل که در کلام آقاضیاء آمده است، توضیح مفصلی ارائه کرده و دو اشکال بر آن وارد می‌نماید. سپس وارد تبیین اصل نظریه ایشان می‌شود. مرحوم محقق عراقی معتقد است پس از پذیرش دلالت قضیه حملیه بر اطلاق حکم نسبت به موضوع، باید جایگاه ادات شرط را مشخص نمود و با توجه به نقش آن، امکان جعل حکم مماثل برای شارع وجود نخواهد داشت، مگر از باب تأکید که مشکلی ایجاد نمی‌کند. استاد در پایان به برخی سئوالات طلاب پاسخ می‌دهد.

نسخه عربی

نظریۀ مرحوم آقاضیاء عراقی در مفهوم شرط (1)

10
  • حالا می‌آییم در قضیۀ شرطیه؛ در قضیۀ شرطیه همان حکمی که در قضیۀ حملیه است مرتبط و منوط به شرط می‌شود؛ یعنی «إن جاءک زیدٌ فأکرمه» از دو قضیۀ حملیه مرکّب شده است؛ یکی جاء زیدٌ و یکی هم أکرم زیدًا. ما در قضیۀ حملیۀ جاء زیدٌ گفتیم که تمام آن محمول و تمام آن حکم در ناحیۀ عقدالحمل، اختصاص به موضوع بجمیع احواله پیدا می‌کند. در اینجا هم همین حرف را می‌زنیم و می‌گوییم که اکرام زید بجمیع احواله و اقسامه منوط به مجیء زید می‌شود؛ به‌نحوی که شارع و مولا نمی‌تواند حکم دیگری مماثل با اکرام را در عرض «أکرم زیدًا إن جاء» جعل کند؛ به‌خاطر اینکه از همان اول همه را جعل کرده است. یعنی گفته است که اگر زید در حال قیام آمد باید اکرامش کنی، اگر زید در حال قعود آمد باید اکرامش کنی، اگر زید در حال تعلیم آمد باید اکرامش کنی و.... تمام حالات زید در این قضیۀ حملیه بیان شده است.

  • بنابراین همان طبیعت مطلقه‌ای که در قضیۀ حملیه داریم، معروض «إن» شرطیه شده و «إن» شرطیه نیز اطلاق آن را از بین نمی‌برد و تبدیل به اهمال نمی‌کند تا شما بگوئید که در اینجا طبیعت مهمله حمل بر موضوع شده و محمول واقع شده است، بلکه همان طبیعت مطلقه ـ بنا بر مبنای ما ـ که مطلق اکرام بجمیع اقسامه است منوط به مجیء شده است. بنابراین اگر مجیء نبود دیگر اکرامی هم در کار نیست؛ چون ما همۀ انواع اکرام را منوط به مجیء کردیم.

  • چطور اینکه در أکرم زیدًا همۀ انواع اکرام را منوط به زید کردیم و مولا دیگر نمی‌توانست یک اکرام جدا جعل کند؛ چون از اول با یک بیان همه را جعل کرد و گفت: من تمام اقسام اکرام را؛ اکرام در حال قعود، اکرام در حال سجود، اکرام در حال قیام، اکرام در حال تلبس، اکرام عریاناً و... را برای زید جعل کردم؛ حال آیا دوباره می‌تواند بگوید: أکرم زیدًا إن قام؟! این معنی ندارد؛ مگر اینکه در مقام تأکید باشد که آن یک حرف دیگر است.