
تداخل اسباب و مسببات (5)
دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی
مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در بیست و هشتمین جلسۀ درس خارج اصول فقه، نظرات مرحوم محقق عراقی (رضوان الله علیه) را در مبحث تداخل اسباب و مسببات، تبیین و بررسی میکند. استاد در ابتدا به تقسیمبندی آقاضیاء در این بحث اشاره میکند: مواردی که جزاء سنخاً متحد است مع تعدد الشروط به حیثی که لایمکن تعدد الجزاء، و مواردی که جزاء سنخاً متحد است مع امکان تعدّده و تکرُّره. سپس نقد مرحوم آقاضیاء بر مرحوم آخوند در جمع بین دو شرط «إذا خفی الاذان فقصّر» و «إذا خفی الجدران فقصّر» مطرح شده و نظر خود ایشان در همین خصوص بیان میگردد. استاد به مرحوم آقا ضیاء در دو مرحله اشکال میکند: اول؛ اشکال به نظر خود ایشان به این بیان که چرا شما میگویید: اگر از انحصار در دخالت عنوان دست برداشتید، جملۀ شرطیه در استقلال در تأثیر باقی میماند؟! درصورتیکه در این فرض هر کدام از این دو شرط که زودتر انجام بگیرد تأثیر را ایجاب میکند. دوم؛ به اشکال محقق عراقی به مرحوم آخوند که خود متضمن دو ایراد میباشد و تفصیل آن را در متن درس میتوان مطالعه نمود. مرحوم استاد در پایان درس، به نتیجهگیری مرحوم عراقی اشاره میکند: «مقتضای قاعده، جمع بین هر دو شرط است؛ یعنی وقتی که شرط اول انجام گرفت باید صبر کنیم تا شرط دوم هم انجام بگیرد، چون هنوز بقاء اشتغال تکلیف بر ذمۀ ما هست». ایشان در ضمن درس به پرسشهای تلامیذ پاسخ میدهد.
تداخل اسباب و مسببات (5)
13بله، اگر بعد از تمام این شرایط، بعد از تمام این مقارنات یک مفهوم درست شد آنموقع شما بخواهید مفهوم را از منطوق بگیرید و جدا کنید آن مستحیل است، و این را قبول داریم. اما صحبت در این است که اول باید توسعه و تضییق مفهوم مشخص بشود، آنموقع اگر ما مفهوم را از منطوق جدا کردیم بگویید محال است؛ ولی هنوز توسعه و تضییق مفهوم مشخص نشده است. چطور هنوز دایرۀ مفهوم مشخص نشده است و شما توسعه و تضییق در این دایره را مستحیل میدانید؟! این هم اشکال دوم به اشکال ایشان که بر فرمایش مرحوم آخوند وارد کردهاند.
نتیجهگیری مرحوم آقاضیاء
بنابراین ایشان نتیجه میگیرند: وقتی که ما نتوانستیم رفع ید از ظهور جملۀ شرطیه را در انحصار دخالت عنوان بر رفع ید از ظهور جملۀ شرطیه در استقلال در تأثیر ترجیح بدهیم ـ مثلاینکه کسی بگوید: ترجیح بین این دو ترجیح بلا مرجح است و ما این ترجیح را قبول نداریم، همانطور که الآن ما اشکال کردیم بر این مسئله و گفتیم: رفع ید از انحصار، موجب رفع ید از استقلال تأثیر هم خواهد شد، بلکه اصلاً تأثیر را برمیدارد، چه برسد به اینکه استقلال و عدم استقلال در تأثیر را بردارد! ـ مقتضای قاعده جمع بین هر دو شرط است. یعنی هر دو شرط باید در اینجا جمع بشود؛ یعنی وقتی که شرط اول انجام گرفت ما باید صبر کنیم تا شرط دوم هم انجام بگیرد، چون هنوز بقاء اشتغال تکلیف بر ذمۀ ما هست.
منبابمثال وقتی که شما از منزلتان بیرون میآیید بر ذمۀ شما نماز کامل است و وقتی که میرسید به جایی که صدای اذان را نمیشنوید و در حدّ ترخص شک میکنید، در اینجا استصحاب اجازه نمیدهد که نماز را قصر بخوانید تا اینکه به جایی برسید که دیوارها را نبینید. و در مراجعت از سفر هم همینطور است، ذمۀ ما اشتغال به قصر دارد، اگر شما آمدید و آمدید و رسیدید به یک جایی که دیوارها را دیدید، آیا وقتی که دیوارها را دیدید حدّ ترخص است؟ نه، استصحاب اشتغال در قصر موجب میشود که باز هم جلو بیایید تا اینکه اذان هم آشکار بشود. پس در خروج از بلد و در دخول در بلد قضیّه عکس میشود.1
- . نهایة الأفکار، ج2، ص 485.
