اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم غایت (1)

ادلّۀ نفی و اثبات

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و چهارم از سلسله مباحث اصول فقه، باب مفاهیم، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، به بررسی مفهوم غایت می‌پردازند. ایشان در ابتدا دیدگاه خود را مبنی بر مفهوم داشتن غایت بیان کرده و آن را از مفهوم شرط و وصف، متفاوت می‌دانند و توضیح می‌دهند که تحدید به غایت در صورت نداشتن مفهوم، بی‌معناست. مرحوم استاد در ادامۀ بحث، بعد از بیان دیدگاه آیةالله خویی در پذیرش مفهوم غایت، اشکالات دیگران بر بیان ایشان را بررسی و رد می‌کنند. این اشکال‌ها و پاسخ، ناظر به آیۀ وضو و اختلاف اهل تشیع و اهل‌تسنّن در کیفیت شستن دست می‌باشد. استاد حسینی طهرانی، غایت در این مسئله را ناظر به «ید» می‌دانند، نه «غَسل» و شستن، و روایات مفسّر آیۀ مورد بحث را نیز توضیح می‌دهند.

نسخه عربی

مفهوم غایت (1)

10
  • توضیح قاعدۀ نحوی «عدم التّقدیر أولیٰ من التّقدیر»

  • تلمیذ: پس از این نظر فرقی نمی‌کند که قید به ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ تعلّق بگیرد یا به ید تعلّق بگیرد، نتیجه در خارج یکی است. چون ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ می‌گوید که تا ﴿إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ بشویید، ید هم که می‌آید تعیین موضع می‌کند؛ بنابراین هر دو در خارج یکی است. ولی اگر ﴿إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ به ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ تعلّق بگیرد نیاز به تقدیر اضافه نداریم اما در تعلّق به ﴿أَيۡدِيَكُمۡ﴾ نیاز به تقدیر داریم. چون جار و مجرور ﴿إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ اگر به ﴿أَيۡدِيَكُمۡ﴾ تعلّق بگیرد بالأخره در تقدیر، فعل عام یا خاص می‌خواهد. ولی در تعلّق به ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ این تقدیر را نمی‌خواهد.

  • استاد: خب بخواهد! [این‌نوع تقدیر گرفتن] یک چیز عادی است. وقتی می‌گویید: «زیدٌ فی الدّار»، «کائنٌ» نمی‌خواهد؟! در جایی می‌گویند تقدیر گرفتن خلاف است که جمله از محاورۀ عرفی خارج باشد، و به این خاطر ما احتیاج به تقدیر داریم. اما اگر جملاتی باشد که خود آن معنای متعلَّق در کُمونش باشد آن فرقی نمی‌کند. حالا به نظر شما، اگر می‌گفتید: «زیدٌ کائنٌ فی الدّار»، این جمله، جملۀ قشنگی بود، یا اینکه می‌گفتید: «زیدٌ فی الدّار»؟

  • اینکه می‌گویند: «عدمُ التّقدیر أولیٰ من التّقدیر» در آنجایی است که خود کلام معنا ندهد، و ما برای‌اینکه برای این کلام معنا درست کنیم، کلامی را مقدّر می‌گیریم؛ در اینجا می‌گویند وقتی قرار بر این است، و وقتی این کلام را به معنایی که نیازی به تقدیر نداشته باشد می‌توانیم حمل کنیم، أولیٰ عدم تقدیر است.

  • تلمیذ: در اینجا هم ما بدون هیچ تقدیری ﴿إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ را متعلّق به ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ می‌گیریم.

  • استاد: عرض من این است که یک‌وقت اگر شما در کلامتان تقدیر نگیرید کلام غلط است، در اینجا می‌گویند: اگر تقدیر نگیرید و بر یک معنای بدون تقدیر حمل کنید، أولیٰ است. ولی در اینجا اگر شما ﴿إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ را به﴿أَيۡدِيَكُمۡ﴾ متعلّق کنید، جمله درست است ولی «کائنٌ» در تقدیر است. این دیگر با اینکه شما متعلّق به ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ بگیرید فرق نمی‌کند. یعنی این تقدیر گرفتن از نقطه‌نظر سلاست و منطبق بودن با قوانین نحوی و قوانین محاوره اشکالی ندارد. یعنی در اینجا کمبود «کائنٌ» موجب ترجیح ﴿فَٱغۡسِلُواْ﴾ نمی‌شود؛ به‌خاطر اینکه «کائنٌ» یک امر ظاهر [و روشن] است.