اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم غایت (1)

ادلّۀ نفی و اثبات

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و چهارم از سلسله مباحث اصول فقه، باب مفاهیم، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، به بررسی مفهوم غایت می‌پردازند. ایشان در ابتدا دیدگاه خود را مبنی بر مفهوم داشتن غایت بیان کرده و آن را از مفهوم شرط و وصف، متفاوت می‌دانند و توضیح می‌دهند که تحدید به غایت در صورت نداشتن مفهوم، بی‌معناست. مرحوم استاد در ادامۀ بحث، بعد از بیان دیدگاه آیةالله خویی در پذیرش مفهوم غایت، اشکالات دیگران بر بیان ایشان را بررسی و رد می‌کنند. این اشکال‌ها و پاسخ، ناظر به آیۀ وضو و اختلاف اهل تشیع و اهل‌تسنّن در کیفیت شستن دست می‌باشد. استاد حسینی طهرانی، غایت در این مسئله را ناظر به «ید» می‌دانند، نه «غَسل» و شستن، و روایات مفسّر آیۀ مورد بحث را نیز توضیح می‌دهند.

نسخه عربی

مفهوم غایت (1)

19
  • تلمیذ: اگر در آیه «من المرافق» بود چه اشکالی پیدا می‌شد؟

  • استاد: در اینجا چون آیه در صدر اسلام آمده و در مقام تشریع حکم است بنابراین باید آیه حدود ید را بیان کند. به‌خاطر اینکه ید، یک کلّ است که ذا اجزاء متعدده است؛ از منکب گرفته تا اصابع، همۀ اینها را ید می‌گویند. پس اگر در اینجا می‌گفتند که دستت را بشوی، مردم منظور از ید را فقط کفّین می‌گرفتند چون ظهور عرفی، فقط کفّین است؛ کفّین کثیف می‌شود بالاتر که کثیف نمی‌شود.

  • من‌باب‌مثال در هنگام وضو، ظهور مسح در چیست؟ در روی پا است دیگر. اما مگر ما روایت نداریم که انسان وقتی که وارد مسجد می‌شود باید پایش را بشوید، آیا یعنی برود و مسح کند؟! نه، این دیگر در تمام آن موضعی که داخل در خُفّ و کفش و نعل قرار می‌گیرد ظهور دارد. بر حسب موارد، موضوعات هم تحدید یا تضییق پیدا می‌کنند و مشخص می‌شوند. اینجا دیگر مسئلۀ مسح نیست؛ مسح دردی را دوا نمی‌کند، چون آن رائحۀ مُنتِنه به‌واسطۀ مسح ازبین نمی‌رود. در آنجا استحباب این است. بنابراین ما باید در موضوعات مختلف و در موارد مختلف دقت کنیم و ببینیم که موضوع چیست؟ چون به‌خاطر آن مورد، آن موضوع هم برای ما مشخص می‌شود.

  • وقتی که آیه در صدر اسلام آمده است، اگر شارع ﴿إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ را در آیه نمی‌گفت، مردم حمل بر کفّین می‌کردند و کفّین را می‌شستند، لذا در اینجا ید را تحدید کرده، و بقیّه را هم به پیغمبر واگذار کرده است. گفته است: تا مرفق بشویید بعد هم فانظُروا إلَی النّبیِّ کَیفَ یَفعل؛ او از بالا تا پایین می‌شوید شما هم مثل او بشویید.

  • تلمیذ: بالأخره حضرت «إلی» را به معنای «من» تفسیر کرده‌اند.

  • استاد: عرض کردم که «مِن» در اینجا بیان است، و بیان دو مطلب است؛ یکی بیان مطلب تحدید یدوی است، یکی برای بیان ابتدائیت است؛ یعنی برای غَسل است. بنابراین «إلی» در اینجا ظهور ندارد. یعنی اگر برفرض حضرت «إلی» را به معنای «مِن» نمی‌گرفتند ما می‌گفتیم «إلی» در غایت برای غَسل ظهور ندارد.