اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم غایت (1)

ادلّۀ نفی و اثبات

0
اصول
جلسات

در جلسۀ سی و چهارم از سلسله مباحث اصول فقه، باب مفاهیم، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، به بررسی مفهوم غایت می‌پردازند. ایشان در ابتدا دیدگاه خود را مبنی بر مفهوم داشتن غایت بیان کرده و آن را از مفهوم شرط و وصف، متفاوت می‌دانند و توضیح می‌دهند که تحدید به غایت در صورت نداشتن مفهوم، بی‌معناست. مرحوم استاد در ادامۀ بحث، بعد از بیان دیدگاه آیةالله خویی در پذیرش مفهوم غایت، اشکالات دیگران بر بیان ایشان را بررسی و رد می‌کنند. این اشکال‌ها و پاسخ، ناظر به آیۀ وضو و اختلاف اهل تشیع و اهل‌تسنّن در کیفیت شستن دست می‌باشد. استاد حسینی طهرانی، غایت در این مسئله را ناظر به «ید» می‌دانند، نه «غَسل» و شستن، و روایات مفسّر آیۀ مورد بحث را نیز توضیح می‌دهند.

نسخه عربی

مفهوم غایت (1)

20
  • تلمیذ: در غایت نه.

  • استاد: پس آیه نسبت به غَسل ساکت است.

  • تلمیذ: اما امام می‌فرمایند آیه ساکت نیست.

  • استاد: عرض کردم به کلمه «تنزیل» توجّه کنید. حضرت دارند تأویل می‌کنند، می‌گویند: «تنزیل آیه این است» یعنی ما آیه را این‌طوری برای شما معنا می‌کنیم. مثل‌اینکه در آیۀ ﴿وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾1 «لام» در اینجا به معنای «مِن» است. روایات خیلی زیادی داریم که حضرت آیات را بر اساس همان روش فهمی و تفسیری که خود حضرت دارند، تأویل می‌کنند.2

  • بناءًعلیٰ‌هذا این مطلب آقای خویی که می‌فرمایند: ﴿إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ﴾ در اینجا قید برای موضوع است نه قید برای متعلَّق، ظاهراً مرجَّح است.

  • تلمیذ: حضرت در ادامۀ آیه: ﴿وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِ﴾،3 در اینجا این «إلی» دوم را تفسیر نمی‌کنند.

  • استاد: نه دیگر، آن همان‌طور بدون تفسیر معلوم می‌شود.

  • تلمیذ: یعنی در اینجا «إلی» به معنای خودش است؟

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: چون شبهه‌ای در اینجا نبوده حضرت بیان نکردند.

  • استاد: بله، آخر قضیه در آنجا روشن است. فرض کنید که به شما بگویند: «پایت را مسح کن!» شما که این‌طور [از بالا به پایین] مسح نمی‌کنید. چون انگشتان مقدّم است و حدّش هم مشخص است؛ یک دست از پایین به بالا می‌کشید. الآن برفرض اگر به یک بچه بگویید که با دست پایت را مسح کن، از پایین به بالا مسح می‌کند یا از بالا به پایین؟ پس «إلی» در مسح نیاز به تفسیر ندارد. و تازه در روایات هم بیان شده است.

  • یا در مسحِ سر هم همین‌طور است. وقتی که بخواهند سر را شانه کنند چه‌کار می‌کنند؟ از پایین به بالا شانه می‌کنند یا از بالا به پایین؟! موها را از بالا به طرف پایین می‌آورند. پس ظهور عرفی و متفاهم عرفی این است، البته روایات هم برای ما این‌طور بیان کرده‌اند. حالا سنّی‌ها می‌شویند، و این دیگر [استبعادی] ندارد.

  • درهرصورت «إلی» در اینجا دلالتی ندارد. البته اینکه در بعضی از جاها دلالت دارد حرفی نداریم، اما اینکه به‌طورکلی بگوییم «إلی» دلالت بر غایت می‌کند و به متعلَّق تعلّق می‌گیرد، صحیح نیست و در این آیه هم قید برای موضوع است نه قید برای متعلَّق.

    1. . سوره فرقان (25) آیه 74.
    2. . تفسیر القمی، ج‌2، ص 117.
    3. . سوره مائدة (5) آیه 6.