
عامّ بدلی و عامّ شمولی (1)
و بررسی معارضه عام با انواع اطلاق
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، بعد از بیان تعریف عامّ در جلسات گذشتۀ درس خارج اصول فقه، در ادامۀ بیان اقسام عامّ، به بحث از این مطلب میپردازند که آیا عامّ بدلی نیز از مصادیق عامّ به شمار میآید یا نه؟! ایشان ابتدا این دیدگاه را مطرح میکنند که عامّ بدلی از مصادیق عامّ نبوده و باید ذیل مباحث مطلق و مقیّد، قرار بگیرد؛ مرحوم استاد با بیان اشکالی بر این دیدگاه، تفاوت شمول در عامّ و مطلق و نیز عدم نیاز به مقدّمات حکمت در عامّ را مورد بحث قرار میدهند. استاد حسینی طهرانی در بخش پایانی درس، انواع کشف اطلاق از کلام را بیان کرده و به تعارض مطلق با عامّ میپردازند.
عامّ بدلی و عامّ شمولی (1)
13منبابمثال مولا میگوید: داشتم از فلانجا میگذشتم دیدم فلان چیز را دارد، بروید بخرید. ولی شما از راه قرائن و... متوجّه شدید که نه بابا! اصلاً نظر مولا خرید از آنجا نیست، اصلاً نمیشود گرفت. بعد هم منبابمثال میروید میبینید آنجا اصلاً درش بسته است و اصلاً نمیتوانید بخرید.
ما هزار تا قرینه داریم که از دلیل لفظی دلیلش قویتر است، لذا شما در باب تعارض بین دو خاصّ چهکار میکنید؟ در باب تعارض بین دو عامّ چهکار میکنید؟ در آنجا به مرجّحات عمل میکنید که کدامیک از این دو بهحسب قرائن و شواهد و... بر دیگری ترجیح دارد. در تعارض بین روایات و امثالذلک شما به قرائن عمل میکنید، به شواهد عمل میکنید، به مرجّحات عمل میکنید، در اینجا هم همینطور است. بله، در یک جا دلیل لفظی بر قرائن مقدّم است، در یک جا قرائن بر آن مقدّم است.
ما نمیتوانیم مثل آقایان بگوییم که عامّ چون بیان است همیشه بر مطلق مقدّم است؛ آقایان مطلق را از باب مقدّمات حکمت میگیرند و در آنجا میگذاریم روی سرمان. بله، اگر اطلاق مطلق از باب مقدّمات حکمت تحقّق پیدا کرد، عامّ بیان است و بیان، عدم بیان را بیان میکند. در مطلق، عدمالبیان است، اجمال است، ابهام است، هیچچیز نگفته است. ما کشف میکنیم از اینکه مولا چیزی نگفته، منظورش این است. ولی در باب مطلق شمولی ما بیان را بر گردن مولا میگذاریم، که شما بیان آوردی. بیان چیست؟ بیان، قرائن است.
قرائن خارجیّه و شواهد خارجیّه خودش بیان است. یک وقت بیان، لفظی است؛ یک وقت بیان، فعل است؛ یک وقت بیان، تقریر است؛ یک وقتی خود ارتباط بین انسان و بین آن مسائل خارجی میشود بیان. بنابراین هیچ فرقی بین مطلق شمولی و بین عامّ از نقطهنظر قوّت و قدرت نیست و تعارض بین اینها و حکومت عامّ بر این مطلق معنا ندارد.
البته باز بحث دیگرش میماند برای باب اطلاق. ولیکن فقط منظور همین کلامی بود که ما در اینجا به مرحوم آقا ضیاء، نائینی و آقای خویی و امثالذلک داشتیم؛ که همۀ آقایان مبحث را در اطلاق بهعنوان مقدّمات حکمت بیان کردهاند1 و اصطلاح ما در اینجا در اطلاق شمولی با آنها تفاوت پیدا میکند.
- . أجود التقریرات، ج 1، ص 440؛ محاضرات فی أصول الفقه، ج 5، ص 151؛ نهایة الأفکار، ج 2، ص 567.
