
عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)
بررسی دیدگاه میرزای نائینی در اقسام عامّ
آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و یکم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، در ادامۀ بیانی کلّی نسبت به تقسیمات عامّ در درس گذشته، در این جلسه دیدگاه مرحوم نائینی را دربارۀ داخل نبودن عامّ بدلی تحتِ اقسام عامّ و قرار گرفتن آن ذیلِ مطلق، بیان کرده و اشکالاتی را متوجه آن میسازند. ایشان پس از بیان اشکال مرحوم آقا ضیاء و آیةالله خویی بر این دیدگاه، خود نیز آن را بنابر تعریف حقیقی و اصطلاحی از عامّ، ذیل اقسام عامّ برمیشمارند. مرحوم استاد در ادامه، بیانی از مرحوم نائینی در رابطه با اصل در استغراقی بودن عامّ نقل کرده و با ردّ اشکال وارد شده بر آن، این دیدگاه را میپذیرند.
عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)
11ولی در مورد تخییر اینطور نیست. در مورد تخییر میگوید: این حکم را انجام بده با یک قید اضافه که اگر نخواستی، عدیل آن را بجا بیاور. در کفّارۀ صوم میگوید که کفّاره، سِتّینَ مِسکیناً است ولی نه متعیّناً، اگر نخواستی شصت روز روزه بگیر.
ولی در مورد اوامر و نواهیِ مطلقه این را نداریم. وقتی که مولا یک امری را القاء میکند نفسِ القاء آن امر، ظهور دارد در اینکه باید انجام بدهیم و حرفی در آن نیست. حالا شک میکنیم که آیا میتوانیم غیر این را انجام بدهیم یا نمیتوانیم؟ آن میشود قید زائد، که با اصل منتفی میشود. پس در دوَران امر بین تخییر و تعیین، اصل با تعیین است و با تخییر نیست.
در اینجا هم همین حرف را میزنیم. ـ حالا به عامّ بدلی کاری نداریم، صحبت در مورد عامّ استغراقی و مجموعی است. ولی در آن مورد [عامّ بدلی] هم [قید زائد] هست اما چون در آن مورد [عامّ بدلی] الفاظ خاصّ دارد دیگر در آنجا کسی شک ندارد. اما بحث در مورد همین اطلاق است وإلاّ همان قید زائد در اینجا هم هست ـ میگوییم وقتی که مولا یک معنای عمومی و شمولی را در نظر میگیرد، یک وقت شمول را در نظر میگیرد بهنحوی که حکم روی تکتک افراد مثل علماء رفته است و همه را در نظر گرفته است ـ حتی در عامّ بدلی هم در نظر میگیرد، جمیع علماء را در نظر میگیرد ـ حالاکه همۀ علماء در ذهنش آمد، در اینجا سه حکم میکند.
حکم اول اینکه تمام این علماء، تکتک اینها حکم نفیاً و اثباتاً بر روی آنها جُداجُدا و علیٰحده رفته است، ببینید این جداجدا و علیٰحده را من الآن آوردم.
حکم دوم این است که حکم رفته روی تکتک اینها مجموعاً نه جداجدا و علیٰحده. اگر جداجدا بیاورید فایده ندارد. منبابمثال مولا میگوید: من یک سفره میاندازم، میخواهم همۀ علماء، یک دفعه سر سفره باشند. الآن پنج تا بیایند و فردا ده تا، فایده ندارد؛ اینطوری خرجم زیاد میشود و دردسرم هم زیاد میشود. ای عبد میخواهم یک سفره برایم بیندازی ولی همه را با هم جمع کنی که همه در مجلس واحد حرف من را بشنوند، نهاینکه این برود برای او عوضی و بدلی نقل کند. پس الآن نظرم روی مجموع است ولی حکم روی تکتک رفته است، یعنی حکم رفته است روی عمرو، روی زید، روی بکر، روی خالد، حسن، حسین، تقی، نقی و بهرام و شهرام و بقیّۀ آقایان. ـ اسم یکی هوشنگ بود شیخ هم بود، من به او متلک میانداختم: آقا شیخ هوشنگ! نمیدانم آخر، اسمش را عوض کرد یا عوض نکرد ـ حکم روی همه اینها رفته است ولی با یک قید اضافه، آن قید اضافه بهنحو مجموعی است. باز این هم قید اضافه شد.
