اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)

بررسی دیدگاه میرزای نائینی در اقسام عامّ

0
اصول
جلسات

آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و یکم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، در ادامۀ بیانی کلّی نسبت به تقسیمات عامّ در درس گذشته، در این جلسه دیدگاه مرحوم نائینی را دربارۀ داخل نبودن عامّ بدلی تحتِ اقسام عامّ و قرار گرفتن آن ذیلِ مطلق، بیان کرده و اشکالاتی را متوجه آن می‌سازند. ایشان پس از بیان اشکال مرحوم آقا ضیاء و آیةالله خویی بر این دیدگاه، خود نیز آن را بنابر تعریف حقیقی و اصطلاحی از عامّ، ذیل اقسام عامّ برمی‌شمارند. مرحوم استاد در ادامه، بیانی از مرحوم نائینی در رابطه با اصل در استغراقی بودن عامّ نقل کرده و با ردّ اشکال وارد شده بر آن، این دیدگاه را می‌پذیرند.

نسخه عربی

عامّ بدلی و عامّ شمولی (2)

12
  • حکم سوم این است که حکم روی تک‌تک اینها رفته است؛ تمام اینها مورد إکرام من هستند، به‌نحو بدلی. [فرض کنید که] برای همۀ علماء پول ندارم که صرف کنم، پول برای یک نفر دارم ولی در نظرم نیست که کدام‌یک باشد؟ همۀ علماء را در نظر می‌آورم و یکی از آنها را به‌نحو مبهم انتخاب می‌کنم و حکم را رویش می‌برم. این می‌شود عامّ بدلی.

  • دیدید که هر کدام از اینها یک قید اضافی دارد. بدلی را کنار می‌گذاریم، چون مورد بحث نیست، می‌ماند آن دو تا، وقتی که آن دو تا ماند، در اینجا کلام مرحوم آقا ضیاء در این مورد بر مرحوم نائینی غلبه پیدا می‌کند. همان‌طوری‌که شما در عامّ مجموعی می‌گویید قید زائد دارد، در عامّ استغراقی هم قید زائد دارد. ـ البته این بیانات را ما اضافه می‌کنیم، ایشان ندارد. در اینجا ما کاسۀ داغ‌تر از آش می‌شویم و برای دفاع از مرحوم آقا ضیاء[این مطالب را بیان می‌کنیم] ـ عامّ استغراقی می‌گوید که حکم رفته روی تک‌تک، جُداجُدا، به دیگری کاری ندارد؛ إکرام عمرو برای خودش، إکرام زید هم برای خودش است. چه اشکالی دارد این را ظهر و آن را شب، جداجدا إکرام کنی؟! بنابراین وقتی که ما شک در آن کردیم، ما قرینه و قید زائدی نداریم تا دفع آن قید زائد را کنیم و اثبات یک مورد دیگری کنیم، چون اصل عدم شمول با اصل عدم تنهایی و جداجدا بودن، با هم تعارض می‌کنند و تَساقَطا، و همان‌طور که مرحوم آقا ضیاء می‌گویند باید به اصول عملیّه مراجعه کنیم.

  • ولکن همان مطلبی که در باب دوَران امر بین تخییر و تعیین گفتیم، در اینجا هم می‌گوییم. می‌گوییم: شما در اینکه چه در عامّ مجموعی و چه در عامّ استغراقی حکم روی تک‌تک رفته است شک ندارید. در این مورد که ما شک نداریم.

  • اگر مولا و متکلّم بدون هیچ قرینه و بدون هیچ قیدی یک حکمی را به شما القاء کند، مثلاً ابتدائاً و اوّلاً بلااوّل می‌گوید: أکرِم العُلماء. الآن حکم را برده است روی تک‌تک افراد یا نه؟ شما قیدی در اینجا ندارید که آیا تک‌تک است و یا مجموعی است. در اینجا شما با مقدّمات حکمت استفادۀ استغراقی می‌کنید دیگر! یعنی تک‌تک اینها را باید إکرام کنید. آیا در اینجا استفادۀ مجموعی می‌شود که باید مجموع اینها را إکرام کنم؟ نه، چون این قید زائد در اینجا نیامده است. پس می‌روید همۀ اینها را یکی‌یکی إکرام می‌کنید.