اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

الفاظ و ادات عموم

و نکره در سیاق نفی

0
اصول
جلسات

استاد معظّم آیةالله حاح سید محمد محسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و سوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، به‌عنوان مقدّمه در تشخیص عامّ و مطلق، الفاظی را که اصولیّین از ادات عموم برشمرده‌اند و دلالت بر ارادۀ استیعاب از مدخول خود دارند، ذکر کرده و دیدگاه خود را دربارۀ دلالت این الفاظ بیان نموده‌اند. ایشان در ادامه به بحث مفصّلی در باره دلالت نکرۀ در سیاق نفی پرداخته‌اند و با ذکر اقسام طبیعت، در اخیر استفادۀ عموم از آن را نیازمند قرینه بر اطلاق یا مقدّمات حکمت می‌دانند. سپس از دلالت اسم‌جنس محلّیٰ به الف و لام و جمع محلّیٰ به الف و لام، بر عموم بحث کرده و این دلالت را در مورد دوّم پذیرفته‌اند.

نسخه عربی

الفاظ و ادات عموم

13
  • روی‌این‌حساب برای اینکه ما بخواهیم استفادۀ عموم از نکرۀ در سیاق نفی کنیم، قبلاً نیاز داریم آن نکره را مطلقه و مرسَله بدانیم، و احراز اطلاق و ارسال در آن نکره یا با قرائن است یا با مقدّمات حکمت. وإلاّ اگر نکره‌ای مبهم باشد و یا ما شکّ در اطلاق داشته باشیم، در سیاق نفیی، بر نفی استیعاب دلالت می‌کند، نه نفی استغراقِ تک‌تک افراد.

  • دلالت اسم جنس محلّیٰ به الف و لام، بر اطلاق یا عامّ؟

  • و اما مطالب دیگری هم راجع به اداتی که دلالت بر عامّ می‌کنند هست. این ادات و الفاظ هم روشن است و در بعضی از جاها خلط کرده‌اند. فرض کنید گفته‌اند که اسم جنسی که مُحلّیٰ به الف و لام جنس باشد این دلالت بر استغراق می‌کند. بعضی‌ها گفته‌اند که نه‌خیر، دلالت بر اطلاق شمولی می‌کند. البته همان‌طوری‌که قبلاً در بحثش گذشت بین اطلاق شمولی و بین عامّ هیچ فرقی نیست إلاّ اینکه عامّ یک اداتی دارد که اختصاص به خودش دارد ولکن در اطلاق، اداتی که اختصاص به خودش داشته باشد نداریم و با قرائن و از خودِ اسم جنس فهمیده می‌شود.

  • آنچه که به‌نظر من می‌رسد اگر اسم جنسی محلّیٰ به الف و لام باشد اطلاق شمولی است، نه عامّ شمولی. [آنچه که دلالت می‌کند بر] عامّ همان کلّ و جَمیع است و یا مَن و أیّ و این الفاظی که دلالت بر عموم می‌کنند؛ ولی اسم جنس مُحلّیٰ به الف و لام را ما نمی‌توانیم [بگوییم دلالت بر عموم می‌کند].

  • البته خود این بحث الف و لام هم خیلی مفصّل است که آیا ما الف و لام متعدّد داریم یا فقط یک الف و لام داریم که آن الف و لامِ تعریف است و بعد آن الف و لام تعریف تقسیم می‌شود به الف و لام عهد و جنس و زینت و اضافه؛ مثل الحسن و الحسین و امثال‌ذلک. اینها دیگر بحث‌هایی است که ایرادش لزوم ندارد.

  • آنچه که هست این است که الفاظ عموم مشخص هستند و ما برای دلالت بعضی از الفاظ بر عموم، نیاز به قرینه داریم و بدون قرینه دلالتی بر عموم ندارند. لذا اسم جنس محلّیٰ به الف و لام را ما نمی‌توانیم بگوییم که دلالت بر عموم می‌کند. چطور اینکه این مسئله اختلافی است و بعضی‌ها هم این را ردّ کرده‌اند.