اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض

و دفاع از ایشان در قاعدۀ «علی الید»

14٬085
اصول

استصحاب عدم ازلی و اعراض ملازم ذات محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از دیدگاه مرحوم نائینی در مسئله ضمان و قاعده «علی الید» دفاع می‌کند و نشان می‌دهد که با استناد به روایت «لا یحل مال امرئ مسلم الا بطیب نفسه» می‌توان حرمت تصرف و ضمان را اثبات کرد. سپس بحث به جریان اصول عملیه در موضوعات مرکب از محل و عرض کشیده می‌شود و تفاوت اعراض قابل انفکاک، مانند عدالت و فسق، با اوصافی که از آغاز همراه ذات هستند، مانند قرشیت، سیادت و اسلام، تبیین می‌گردد. در ادامه، نظریه استصحاب عدم ازلی در این‌گونه اوصاف بررسی و اشکالات آن، از جمله نفی ذات و تعارض با نقیض خود، مطرح می‌شود. استاد با ذکر نمونه‌هایی مانند تذکیه حیوان، ماهی مشکوک‌الفلس و انتساب فرزند به والدین، حدود اعتبار این اصول را روشن می‌کند و نتیجه می‌گیرد که در چنین مواردی نمی‌توان به استصحاب عدم ازلی تمسک کرد.

نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض

توضیحات:

استصحاب عدم ازلی و اعراض ملازم ذات محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از دیدگاه مرحوم نائینی در مسئله ضمان و قاعده «علی الید» دفاع می‌کند و نشان می‌دهد که با استناد به روایت «لا یحل مال امرئ مسلم الا بطیب نفسه» می‌توان حرمت تصرف و ضمان را اثبات کرد. سپس بحث به جریان اصول عملیه در موضوعات مرکب از محل و عرض کشیده می‌شود و تفاوت اعراض قابل انفکاک، مانند عدالت و فسق، با اوصافی که از آغاز همراه ذات هستند، مانند قرشیت، سیادت و اسلام، تبیین می‌گردد. در ادامه، نظریه استصحاب عدم ازلی در این‌گونه اوصاف بررسی و اشکالات آن، از جمله نفی ذات و تعارض با نقیض خود، مطرح می‌شود. استاد با ذکر نمونه‌هایی مانند تذکیه حیوان، ماهی مشکوک‌الفلس و انتساب فرزند به والدین، حدود اعتبار این اصول را روشن می‌کند و نتیجه می‌گیرد که در چنین مواردی نمی‌توان به استصحاب عدم ازلی تمسک کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض

10
  • بنابراین ما صفاتی که ملازم با ذات هستند و هیچ‌گاه مِن بَدو نشئۀ ذات، از این ذات جدا نمی‌شوند را با اصل و مفاد چه کان تامّه چه لیس تامه، نه می‌توانیم اثبات کنیم و نه می‌توانیم نفی کنیم. این ماحصل بحث در مورد جریان اصول عملیه به مفاد کان تامّه بود که روی این حساب کلام مرحوم نائینی هم در اینجا خالی از تأمل نبود و ما در اینجا یا تمسک به «لا یحل مال امرِءٍ مسلم إلّا بطیب نفسه»1 می‌کنیم، یا تمسک به همان عام می‌کنیم بر طبق همان قاعدۀ خودمان در شبهۀ مصداقیه که «علی الید ما أخذت حتی تُؤدّی»2.

  • این مقدار به افادۀ مطلب کافی و وافی به‌نظر می‌رسد.

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    1.  نهج الحق و كشف الصدق، ص 493.
    2.  مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‌17، ص 88.
/