
نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض
و دفاع از ایشان در قاعدۀ «علی الید»
استصحاب عدم ازلی و اعراض ملازم ذات محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از دیدگاه مرحوم نائینی در مسئله ضمان و قاعده «علی الید» دفاع میکند و نشان میدهد که با استناد به روایت «لا یحل مال امرئ مسلم الا بطیب نفسه» میتوان حرمت تصرف و ضمان را اثبات کرد. سپس بحث به جریان اصول عملیه در موضوعات مرکب از محل و عرض کشیده میشود و تفاوت اعراض قابل انفکاک، مانند عدالت و فسق، با اوصافی که از آغاز همراه ذات هستند، مانند قرشیت، سیادت و اسلام، تبیین میگردد. در ادامه، نظریه استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی و اشکالات آن، از جمله نفی ذات و تعارض با نقیض خود، مطرح میشود. استاد با ذکر نمونههایی مانند تذکیه حیوان، ماهی مشکوکالفلس و انتساب فرزند به والدین، حدود اعتبار این اصول را روشن میکند و نتیجه میگیرد که در چنین مواردی نمیتوان به استصحاب عدم ازلی تمسک کرد.
نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض
3درصورت دوم حالا اگر این عرَض ما، دائم الثبوت و همیشه ملازم با موضوع باشد، در اینجا چه باید کرد؟ یعنی موضوع ما مرکب است از محل و آن وصفی که آن وصف، وصف ملازم است مانند قُرشیّت و نِبطیت، عجمیت و عربیت، یا آن وصفی که این هم میتواند به یک عنوان در اینجا بگنجد، مانند اسلام و کفری که این اسلام و کفر ملازم با تولد بچه هستند درصورتیکه اگر پدر و مادر هردو مسلمان باشند، یا الولد یلحق بأشرف أبویه ـ که داریم که پدر یا مادر، هرکدام اگر مسلمان باشند بچه ملحق به آنها میشود ـ این اتصاف از حین ولادت با این بچه ملازم است و نمیشود محل باشد و خالی از این اتصاف باشد.1
بهطورکلی در اینگونه موارد، آیا ما میتوانیم اصل عملی جاری کنیم یا نمیتوانیم؟ یعنی منبابمثال اگر در یک زن شک داشتیم که آیا قرشی است یا نه، میتوانیم عدم القرشیة را بر این زن حمل کنیم؟ ـ که آن عدم القرشیة ذیاثر شرعی است؛ مثلاً خمس به او تعلق نمیگیرد، فرض کنید که در مورد حمل و عدم حمل، در مورد یائسه، یأس و عدم یأس، در اینگونه مسائل ـ آیا میتوانیم عدم القرشیة بودن را اثبات کنیم؟
تلمیذ: نتیجه همان تکوینی است ونمیتوان تحصیلش کرد یعنی ترتّب حکمی بر آن نیست دیگر!
استاد: نه، فرق میکند دیگر! بین پنجاه سال و بین شصت سال، در مورد قرشی بودن و غیر قرشیه بودن تفاوت پیدا میکند دیگر! یا در مورد سیادت و عدم سیادت که اینها از اوصاف ملازم است، از نظر تعلق خمس یا از نظر غیر تعلق خمس و زکات و امثالذلک، اینها همه ذیاثر شرعی هستند.
این اوصاف چه اوصافی هستند؟ آیا اینها اوصافی هستند که ما میتوانیم به مفاد لیس ناقصه یا لیس تامّه اینها را اثبات کنیم؟ لاشک و لاشبهه که در اینجا لیس یا کان نمیتواند ناقصه باشد؛ چون برای این وصف نمیتوان محلی را فرض کرد که آن محل، بالنسبة به تعلق این وصف و اتصاف به این وصف، در مرحلۀ امکان ذاتی باشد؛ که بتواند آنٌماای، از این وصف مُعراء باشد و بعد به این نعت و وصف متصف شده باشد، یا به نقیض آن متصف شده باشد؛ بلکه این محل اولاً بلااوّل یا با این وصف است یا با نقیضش است؛ یعنی خالی از این دو نخواهد بود.
- رجوع شود به ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، ج 16، ص 277.
