اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض

و دفاع از ایشان در قاعدۀ «علی الید»

0
اصول
اصول

استصحاب عدم ازلی و اعراض ملازم ذات محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از دیدگاه مرحوم نائینی در مسئله ضمان و قاعده «علی الید» دفاع می‌کند و نشان می‌دهد که با استناد به روایت «لا یحل مال امرئ مسلم الا بطیب نفسه» می‌توان حرمت تصرف و ضمان را اثبات کرد. سپس بحث به جریان اصول عملیه در موضوعات مرکب از محل و عرض کشیده می‌شود و تفاوت اعراض قابل انفکاک، مانند عدالت و فسق، با اوصافی که از آغاز همراه ذات هستند، مانند قرشیت، سیادت و اسلام، تبیین می‌گردد. در ادامه، نظریه استصحاب عدم ازلی در این‌گونه اوصاف بررسی و اشکالات آن، از جمله نفی ذات و تعارض با نقیض خود، مطرح می‌شود. استاد با ذکر نمونه‌هایی مانند تذکیه حیوان، ماهی مشکوک‌الفلس و انتساب فرزند به والدین، حدود اعتبار این اصول را روشن می‌کند و نتیجه می‌گیرد که در چنین مواردی نمی‌توان به استصحاب عدم ازلی تمسک کرد.

نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض

4
  • من‌باب‌مثال اتصاف اموری به عدد؛ ما نمی‌توانیم بگوییم که در عالم ثبوت، یک وقت بر این مجموعه ممکن است عدد ده عارض نشده بوده، اما بعد از مدتی، این عدد ده بر آن عارض شده است. این مجموعه از اوّل یا ده‌تا بوده است یا ده‌تا نبوده است. اینکه این مجموعه باشد و بعد عدد بر آن عارض بشود این محال است.

  • این وحدت و کثرت اعداد و کیفیت وکمّیت اعداد و همین‌طور این اوصافی که عارض بر محل هستند و ملازم و ملاصق با محل هستند، اینها این‌طور نیست که بتوان آنها را با مفاد کان ناقصه یا لیس ناقصه استصحاب کرد؛ چون کان و لیس ناقصه در جایی مورد اجرای اصل عملی واقع می‌شوند که آن محل بتواند در آن‌ٌماای، عاری از آن وصف بوده باشد. زید عالم نیست، زید عادل نیست، زید فاسق نیست، زید ماشی و راکب نیست، زید خطاط و شاعر نیست، بعداً متصف می‌شود؛ لذا ما می‌توانیم اینها را استصحاب کنیم. اما در این موارد چه باید کرد؟

  • کلام مرحوم نائینی در اجرای اصول در اعراض دائمیه

  • کلام مرحوم نائینی در اینجا این است که ما یا اصل عدم نعتی را در اینجا می‌خواهیم استصحاب کنیم؛ یا اصل عدم ازلی را در اینجا استصحاب می‌کنیم. در مورد اصل عدم نعتی کلام ایشان صحیح و متقن است. به‌جهت اینکه نعتی که الآن شما می‌خواهید عدم آن را استصحاب کنید، این نعت مگر منعوتی را نمی‌خواهد؟! چگونه ممکن است شما نعت را استصحاب کنید بدون آن منعوت. چون آن منعوت و یا آن ناعت تابه‌حال وجودی نداشته است تا اینکه این نعت عارض بر او شده باشد. چون اگر آن ناعت در هر زمانی وجود داشته باشد، این وصف و این نعت هم ملازم و ملاصق با آن است؛ بنابراین اصلاً معنا ندارد که شما این نعت را بدون آن ناعت و آن موصوف و ذات خودش، استصحاب کنید.