
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
و جریان اصل در آن
تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله میپردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر میکند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین میکنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی میشود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده میشود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار میگیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن میشود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در اقتران موضوع عام بود با وصف مخصص و جریان اصل عدم ازلی و عدم جریان در اوصاف ذاتیّۀ موضوع. مرحوم آخوند در کفایه این بحث را بعد از دلیل و مخصص لبّی مطرح کردهاند که البته هنوز ما به آنجا نرسیدیم؛ ولی چون این بحث مربوط به آن بحث گذشته است لذا ما این را مقدم کردیم.1
تبدّل عنوان موضوع در انواع مخصص
بحث در این است که اگر عام ما مخصَّص بشود به مخصِّص منفصل یا به استثناء متصل، موضوع ما و موضوع عام، در اینجا متبدل میشود و معنون میشود به عنوانی که آن عنوان، مغایر با عنوان خاص و مخصص است، آنوقت در اینصورت میفرمایند که اجرای اصول موضوعه در اینجا، در غالب موارد، الا ما شذ و ندر جاری است. اصل موضوعی در اینجا حاکم است و فرد را در تحت عام داخل میکند یا اینکه از تحت عام خارج میکند.
برای روشن شدن مطلب بهنظر میرسد اقوالی که در اینجا، در تبدّل این عام بهعنوان مغایر با خاص وجود دارد، بیان بشود و بعد برسیم سراغ این قضیه که مرحوم آخوند در اینجا نظرشان چیست و آیا حق با ایشان است یا نه؟
تبدّل عنوان موضوع در مخصص متصل
بهطورکلی اگر عام معنون بشود بهعنوان خاص و بهعنوان خاص وجودی، در اینصورت اشکالی ندارد که آن اصل مثبت ما یا اصل نافی در اینجا جاری بشود. حالا ما بحث را میبریم در غیر از مخصص منفصل، و اوّل در آنجا این بحث را مطرح میکنیم بعد این بحث را در مخصص منفصل که محل اشکال است، مطرح میکنیم.
یک وقت میگوییم أکرم العادل یا أکرم العلماء العدول، در اینجا مخصص ما مخصص متصل است، عادل مخصص متصل برای علماست. خب اگر در یک مورد شما شک کردید این شک شما در عدالت است، یعنی از مجموع این علماء و از مجموع عدول، در اینجا موضوعی بهدست میآید که موضوع برای حکم است و آن موضوع، موضوع معنون بهعنوان خاص است، یعنی عدالت. عالم عادل، این موضوع برای حکم وجوب میشود.
- كفاية الأصول، ص 223.
