
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
و جریان اصل در آن
تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله میپردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر میکند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین میکنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی میشود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده میشود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار میگیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن میشود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
3در اینجا شکی نیست که چون علماء با مخصص متصل که بهعنوان وصف برای اوست عجبین و مختلط شده است؛ این عنوان جدید مولَّد و متولد از این مجموع عام و مجموع خاص ما خواهد بود. و کسی هم در این شکی نکرده است که اگر ما در اینجا یک اصل مثبت داشته باشیم، فرض کنید که استصحاب داشته باشیم، حالا یا استصحاب در عدالت درصورتیکه شک در عدالت کنیم یا استصحاب در علم درصورتیکه در علم شک کنیم، هرکدام از این دو میتواند موضوع عام را اثبات کند و آن عام را بر آن مصداق خودش منطبق کند. البته میدانید که در استصحاب یقین سابق شرط است. یعنی ما در جایی میتوانیم این اصل را جاری کنیم که یقین سابق داشته باشیم. اما اگر شک سابق داشته باشیم طبعاً استصحاب جاری نخواهد بود. اگر در موردی ما شک کنیم که آیا این عالم است یا عالم نیست؟ آیا ما میتوانیم استصحاب عدم علم را در اینجا جاری کنیم؟
فرض کنید که شخصی هست که نمیدانیم این عالم است یا نه، خب شاید کسی بگوید ما میتوانیم در اینجا استصحاب عدم علم را جاری کنیم بهخاطر اینکه این علم در افراد مسبوق به عدم است، افراد از اوّل که عالم به دنیا نیامدند، از اوّل جاهل به دنیا آمدند و بعد کمکم اینها عالم میشوند. خب شاید بشود این حرف را زد گرچه در اینجا یک دقتی هم وجود دارد.
اما میآییم سراغ عدالت، در عدالت چطور؟ اگر در عدالت شک کنیم و حالت سابقه برای ما محرز نباشد آیا استصحاب عدم عدالت در اینجا جاری است؟ ما عدالت را به چه میگوییم؟ ما عدالت را به عدم الفسق میگوییم، باید در اینجا شما اوّل یقین به عدم عدالت زید داشته باشید بعد درصورت شک در عدالت بتوانید استصحاب عدم عدالت را جاری کنید، اما اگر شما از اوّل نمیدانید که این عادل است یا نه، در اینجا این اصل موضوعی جاری نخواهد بود. عدالت را شما از چه اوصافی میدانید؟ آیا از اوصاف قرینۀ با ذات در مرحلهی تکوّن و نشأت ذات میدانید یا ذات را مقدم و سابق بر این وصف میدانید؟ کدامیک از این دوتا است؟
