اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص

و جریان اصل در آن

0
اصول
اصول

تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله می‌پردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر می‌کند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین می‌کنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در این‌گونه اوصاف بررسی می‌شود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده می‌شود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار می‌گیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن می‌شود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.

تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص

4
  • تلمیذ: وقتی ذات متولد می‌شود عدالت هم با آن قرین است.

  • استاد: پس عدالت هست.

  • اگر یادتان باشد در اوصافی مانند قرشیّت و عدم قرشیّت، قبول تذکیه و عدم قبول تذکیه، در آنجا بحث کردیم که اگر مستند ما در غیر مذکیٰ بودن استصحاب عدم ازلی است، یعنی ما عدم المذکیٰ را ازلاً استصحاب کنیم، در اینجا چون این اوصاف، اوصاف قرین با ذات است، در این‌صورت استصحاب آن وصف بدون استصحاب آن ذات، غیر ممکن می‌شود.

  • چون اگر شما بخواهید این وصف عدم مذکیٰ بودن آن ذات را بخواهید استصحاب کنید، این را استصحاب می‌کنید تا زمان تحقق این موضوع، این حیوان که می‌خواهد متولد بشود، خب شما اصلاً موضوعی در اینجا ندارید تا اینکه بخواهید آن را استصحاب کنید یا نکنید. استصحاب آن وصف، منشأ و اثرش استصحاب آن موصوف است، ما وصف را استصحاب می‌کنیم به لحاظ اینکه موصوف را استصحاب کنیم. اگر آن ذات، حالت قبلی نداشته باشد و شما نتوانید استصحاب کنید، استصحاب این وصف که معنا ندارد، وصف که لنگ در هوا نمی‌شود. این وصف خواهی نخواهی روی موصوفی باید بار بشود. اصلاً استصحاب غیر مذکیٰ بودن درحالی‌که هنوز حیوانی وجود ندارد غلط است. حالا می‌خواهید برسید به این حیوان، فرض کنید که الان حیوانی وجود دارد، می‌خواهید بگویید که این حیوان قبل از تکوّنش غیر مذکیٰ بوده است، خب قبلاً حیوانی نبوده است تا اینکه غیر مذکیٰ باشد! پس شما چه چیزی را می‌خواهید استصحاب کنید؟!

  • بحث ما در قرشیّت و عدم قرشیّت همین بود، یا مرأه قرشی است یا مرأه غیر قرشی است، عام است. ما مرأه‌ای نداریم که این عنوان قرشیّت و عنوان عامیّت بر او وجود نداشته باشد و حمل نشده باشد، درحالتی‌که خود او تحقق داشته باشد. هم‌چنین چیزی که نداریم. بر فرض شما بگویید که اصلاً این وصف در زمان اسلام تشریع شده باشد، یعنی این وصف در زمان قبل از اسلام نبوده است، زن‌ها نه قرشی و نه غیر قرشی‌شان، اصلاً اینها متصف به هم‌چنین وصفی نبوده‌اند. یعنی عروض این عرض قرشی بودن یا غیر قرشی بودن، این از زمان اسلام است، شما می‌گویید پس این حالت سابقه دارد، چون خود این ذات بوده است.