
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
و جریان اصل در آن
تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله میپردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر میکند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین میکنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی میشود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده میشود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار میگیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن میشود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
توضیحات:
تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله میپردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر میکند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین میکنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی میشود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده میشود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار میگیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن میشود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.
تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص
6مسئله در قرشی بودن، همینطور است. قبل از شرع، قرشی بودن و عدم قرشی بودن علیالسوی بود، تمام زنها و تمام نساء از این نقطهنظر علیالسوی بودند.
یعنی در اینجا میخواهم عرض کنم با اینکه وصف، وصف اعتباری است ولی حکم وصف ملاصق را دارد، نه وصف قابل زوال. وقتی که شرع آمد تمام زنهای کرهی زمین را به دو دسته تقسیم کرد و گفت من که شارع هستم از این به بعد زنها را تقسیم میکنم؛ یک دسته قرشی و یک دسته غیر قرشی. وقتی که شارع در عالم اعتبار و در عالم جعل، این حکم را جعل کرد، دیگر حالت سابقه از بین رفت. چون این وصف ملازم شد، دیگر معنا ندارد که ما شک کنیم که آیا این زن میشود یک وقتی قرشی بودنش را از دست بدهد یا نمیشود از دست بدهد؟ هر زنی که به دنیا میآید لاجرم با این وصف به دنیا میآید، یا با قرشی بودن به دنیا میآید یا با عامی بودن به دنیا میآید. و زنهایی هم که از آن به بعد هستند یا حکم قرشی بودن بر ایشان الی الابد هست یا حکم عامی بودن. پس بنابراین حالت سابقه بهطورکلی از صفحۀ این موضوع حذف شد. دیگر در اینجا استصحاب معنا ندارد.
تلمیذ: این درصورتی است که فقط اعتبار شارع باشد. یعنی تکویناً قرشی بودن قبلاً نبوده است.
استاد: استصحابهایی که ما میکنیم فقط استصحاب در امور تکوینی که نیست، خیلیهایش در مسائل اعتباری است. استصحاب در مسائل تکوینی بهجای خود، در مسائل اعتباری هم بهجای خود. قرشی بودن یک وصف اعتباری است، شارع اعتبار کرده است که اگر این زن از فلان نسل باشد قرشی است اگر از فلان نسل نباشد این قرشی نیست.
تلمیذ: شارع این را اعتبار نکرده است، کشف کرده است.
جواب: اصلاً ما به کشفش هم کار نداریم ما اصلاً مطلب را بالاتر از این میگوییم، میگوییم اصلاً یک وصف اعتباری است. بله این مطلب که شما میفرمایید صحیح است که این قرشی و غیر قرشی بودن از یک مسئلۀ تکوینی مثل مذکیٰ و غیر مذکیٰ بودن حکایت میکند. مذکیٰ و غیر مذکیٰ بودن یک مسئلۀ اعتباری که نیست. این یک مسئلۀ تکوینی است که شارع بر آن اساس، مذکیٰ و غیر مذکیٰ بودن را جعل میکند. اینطور نیست که شارع یک وقت این گرگ را اعتبار کند که مذکیٰ است، همین ذئب را یک وقت اعتبار کند که غیر مذکیٰ است؛ نهخیر اینطور نیست.
