اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص

و جریان اصل در آن

14٬067
اصول

تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله می‌پردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر می‌کند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین می‌کنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در این‌گونه اوصاف بررسی می‌شود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده می‌شود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار می‌گیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن می‌شود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.

تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص

توضیحات:

تبدل عنوان موضوع عام پس از تخصیص و جریان اصل، محور این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به این مسئله می‌پردازند که با ورود مخصص متصل یا منفصل، عنوان موضوع عام چگونه تغییر می‌کند و چه تأثیری بر اجرای اصول موضوعی دارد. سپس با بررسی اوصافی مانند قرشیت، عدم قرشیت، تذکیه و عدم تذکیه، تفاوت میان اوصاف قابل زوال و اوصاف ملازم با ذات را تبیین می‌کنند. در ادامه، امکان یا عدم امکان استصحاب عدم ازلی در این‌گونه اوصاف بررسی می‌شود و اشکالات وارد بر استناد به آن توضیح داده می‌شود. همچنین نسبت میان وصف، موصوف و موضوع حکم شرعی مورد تحلیل قرار می‌گیرد و آثار آن در جریان اصول عملی روشن می‌شود. حاصل بحث، تبیین محدوده اعتبار استصحاب در موضوعات مقید و بیان مواردی است که اصل عملی توان اثبات یا نفی موضوع را ندارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبدّل عنوان موضوع عام در اثر تخصیص

7
  • حالت نفسانی منشأ مسئلۀ تذکیه

  • یادم هست عرض کردم که اینها همه برگشتشان به حالت نفسانی است. مسئلۀ مذکیٰ و غیر مذکیٰ بودن جنبۀ اعتباری ندارد، این برگشتش به یک حال نفسانی است که آن، منشأ برای جعل تذکیه و عدم تذکیه است، قبول تذکیه و عدم قبول تذکیه در این حیوان یک ریشۀ نفسانی دارد.

  • اصلاً ما می‌گوییم این جهت هم در آن نیست و فقط یک اعتبار شارع است. اعتبار شارع باشد ما استصحاب را بر اساس موضوعی که شارع اعتباراً آن را موضوع قرار داده است، قرار می‌دهیم. مگر در مسافرت و عدم مسافرت اعتبار شارع نیست؟! شما استصحاب مسافرت و استصحاب عدم مسافرت را بر اساس اعتبار شارع می‌کنید دیگر! اگر یقین به سفر داشته باشید و شک کنید که آیا الان به‌واسطۀ رسیدن به منزل، سفر زایل شده است یا هنوز از مسافرتتان باقی است؛ سفر را استصحاب می‌کنید دیگر! سفر یک جهت اعتباری است دیگر، تکوینی که نیست! فرض کنید یک وقت می‌گویند که چهار فرسخ، مسافرت است؛ یک وقت شارع می‌گوید که نه تصمیم گرفتم بگویم که پنج فرسخ، مسافرت است؛ اینها مسائل اعتباری است.

  • بنابراین در قرشی بودن و عدم قرشی بودن، این دو وصف اعتباری معنا ندارد که دیگر حالت سابقه داشته باشند. وقتی که شارع حکم را روی تمام نساء به حکم واحد می‌آورد و یک دسته را قرشی می‌کند و یک دسته را غیر قرشی می‌کند، از آنجا به بعد دیگر این وصف می‌شود وصف ملاصق و ملازم با ذات، بنابراین دیگر ما نمی‌توانیم بگوییم که این زن قبلاً قرشی نبود و شارع این را قرشی کرده است و حالا شک می‌کنیم که آیا قرشی بودنش زایل شده یا زایل نشده است. نه دیگر معنا ندارد، چون حالت سابقه از بین رفت.

  • تلمیذ: این درصورتی درست است که مسئلۀ اعتبار باشد و الا استصحاب عدم ازلی در مورد عدم قرشیّت جاری خواهد شد که این زن قرشیه نیست. به‌خاطر اینکه اگر ما قرشی و غیر قرشی را دارای اثر بدانیم چون آن زن قرشی شصت سالگی یائسه می‌شود اما آن یکی پنجاه سالگی، اگر این را یک واقعیت ذو اثر بدانیم و اینکه آن تکویناً بوده است، این را می‌توانیم استصحاب عدم ازلی کنیم. به‌خاطر اینکه حضرت حواء بوده و قرشی هم نبوده است.

/