
ادخال فرد مشتبه در عام با اصول موضوعی و نقد آن
و نظر مرحوم آخوند در عامِ معنون به عنوان خاص
ادخال فرد مشتبه در عام با اصول موضوعی، محور این جلسه از درس اصول فقه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم شیخ را درباره نقش مخصص در ایجاد عنوان جدید برای موضوع عام بررسی میکنند و سپس آثار این مبنا را در جریان اصول موضوعیه و ورود افراد مشکوک به تحت عام توضیح میدهند. در ادامه، نسبت میان اصل مثبت، اصل نافی و عناوینی مانند عدالت، صلاح و عدم فسق تبیین میشود و اشکالات وارد بر نظریه عامِ معنون به عنوان خاص مورد بحث قرار میگیرد. بخش مهم دیگری از جلسه به جایگاه متفاهم عرفی در اصول عملیه، بهویژه استصحاب، اختصاص دارد و استاد با مثالهای عرفی حدود اعتبار یقین و شک را بررسی میکنند. حاصل بحث روشن شدن مبانی تمسک به عام در موارد مشکوک و ارزیابی دقت نظریه مرحوم آخوند در این مسئله اصولی است.
ادخال فرد مشتبه در عام با اصول موضوعی و نقد آن
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نظر مرحوم آخوند در ادخال فرد مشتبه در عام با اصل موضوعی
عرض شد که مرحوم آخوند بعد از بیان مخصص لبّی در شبهات مصداقیه، فصلی را به نام ایقاظ باز میکنند و ماحصل آن این است که اگر مخصص متصل باشد یا اینکه منفصل باشد یا استثنای ما استثنای متصلی باشد در اینصورت ما میتوانیم با تمسک به اصول موضوعۀ لفظیه، آن فرد مشتبه را در تحت عام وارد کنیم و حکم عام را در آن فرد مشتبه جاری کنیم.1
کلام مرحوم شیخ در ادخال فرد مشتبه در عام با اصل موضوعی
البته در اینجا مذاهب مختلفی نقل شده است. یکی در مطارح الانظار از مرحوم شیخ است، ایشان میفرمایند که به مقتضای متفاهم عرفی وقتی که مخصصی برای عامی آورده میشود آن مخصص، این عام را معنون میکند به یک عنوان خاصی که آن عنوان خاص یا مضاد یا متناقض با آن عنوان خاص مخصص است.
مثلاً در مورد أکرم العلماء الاّ الفساق؛ فساق، علماء را به عنوان عدالت معنون میکند. گرچه عدالت در عبارت نیامده است، اما این الاّ الفساق یا آن لا تکرم الفساق ـ اگر مخصص منفصل باشد ـ این عالم را به این عنوان معنون میکند. بر این اساس که معادل و مقابل با فسق، عدالت است و چون فاصلی بین عدالت و بین فسق وجود ندارد، بنابراین عالم به این عنوان عدالت معنون میشود.
موارد خارج از اصل مثبت
البته این مطلبی که مرحوم شیخ دارد بنا بر اینکه ما اصل مثبت را در همۀ موارد تسرّی بدهیم ـ چه موارد استصحاب یا اصول عدمیه یا اینکه تسرّی بدهیم به تخصیص مخصِّص و تقیید مقیِّد ـ در اینجا جاری میشود. بهعبارتدیگر إنشاءالله در بحث اصل مثبت ذکر میشود که آن اوصافی که آنها لازمۀ رفع وصف مضاد خود یا نقیض خود هستند، این بنا بر قاعدۀ تکوینیه بر آن موضوع مرفوعۀ ما اثبات میشود و این از آن اصل مثبتی که آقایان میگویند جدا است و فرق میکند.
- كفاية الاّصول، ص 223.
