اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی

14٬084
اصول

استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی می‌کند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، به‌ویژه ضرورت بقای موضوع، می‌پردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح می‌کند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.

بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی

توضیحات:

استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی می‌کند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، به‌ویژه ضرورت بقای موضوع، می‌پردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح می‌کند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی

13
  • لا یقال بر اینکه اصل حجّیت استصحاب از طرف شرع است و معنا ندارد که شارع، اصلی را جعل کند و به آن به صورت مطلق، حجّیت بدهد بدون اینکه اثری بر آن بار بشود. یعنی ظرف اختیار شرع و تصرف شرع در آنجایی است که بر این حکم اثر شرعی مترتب بشود. و الاّ شارع در امور غیر شرع چه‌کاره است که بخواهد حکم بدهد؟!

  • لأنّا نقول به اینکه شارع که در اینجا استصحاب را حجت قرار داده است آیا به این منوال است که ترتّب اثر شرعی، علت برای حجّیت استصحاب است یا استصحاب، علت برای ترتّب اثر شرعی است؟ این‌طوری‌که تا به حال متعارف بوده است این است که می‌گویند ترتّب اثر شرعی علت می‌شود برای حجّیت استصحاب. در هرجا دیدید بر این استصحاب شما اثر شرعی مترتب شد آن استصحاب حجت است؛ اما در هرجا دیدید که مسئله‌‌ای را شما استصحاب کردید و اثر شرعی بر آن مترتب نشد آن استصحاب حجت نیست و نمی‌شود در اینجا دلیل باشد.

  • آیا شارع اوّلاً استصحاب را حجت قرار داده است و بر اساس حجّیتش اثر شرعی مترتب می‌شود ـ این یک حرف است ـ یا این است که بگوییم شارع گفته است که ایها‌ الناس، در هرجا که دیدید اثر شرعی مترتب می‌شود من در آنجا استصحاب را حجت قرار دادم؟ در «لا تنقض الیقین بالشک»1 کجای اطلاق این قضیۀ حملیۀ ما، به ترتّب اثر شرعی مقید شده است؟! شارع گفته است: «لا تنقض الیقین بالشک» یعنی شارع این اصل را به‌عنوان یک اصل منجَّز و منجِّز و دارای حکم از طرف خودش، برای محاورات امّت، جعل کرده است؛ چه این در عبادت باشد، مثل استصحاب عدم وضو یا وضو، چه در معاملات باشد، چه در مسائل حقیقی باشد یا در مسائل حقوقی باشد، فرقی نمی‌کند. دیگر شارع این را مقید که نکرده است، در کجای «لا تنقض الیقین بالشک» خوابیده است که در آنجایی جاری است که ترتّب اثر شرعی باشد؟!

    1. وسائل الشيعة، ج ‌1، ص 245.
/ 260