
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی میکند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، بهویژه ضرورت بقای موضوع، میپردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح میکند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
توضیحات:
استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی میکند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، بهویژه ضرورت بقای موضوع، میپردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح میکند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
14تلمیذ: سؤالی که راوی میکند از وضو و امثالذلک است.
استاد: راوی از وضو سؤال کرده است، حالا چون راوی در معاملات سؤال نکرده است، شما استصحاب نمیکنید؟! این یک مسئله.
ثانیاً این اثر شرعی اصلاً چیزی نیست که شارع بخواهد این را درنظر بگیرد یا نگیرد. شارع گفته است که لسان من لسان محاوره است؛ و اصلاً بنای عرف، بنای مکالمۀ شما، باید بر این باشد که همیشه یقین را درنظر بگیرید و شک را در مقابل یقین قرار ندهید و به آن اعتناء نکنید؛ چه مسائل عرفی باشد، چه مسائل عبادی باشد، چه مسائل معامله باشد و چه مسائل داخل منزلتان باشد.
من از شما سؤال میکنم که اگر به وجود زیدی یقین داشتید و بقاء او هیچگونه اثر شرعی را مترتب نمیکند؛ نه زن دارد که اثر شرعی را مترتب کند، نه مرده است که ارثی باشد، نه پولی دارد، نه بابا دارد، نه مادر دارد، نه برادر دارد، نه خواهر دارد، هیچچیز ندارد؛ آیا صرفاً و صرفاً شما میتوانید بدون هیچگونه اثر شرعی استصحاب بقاء زید را بکنید یا نمیتوانید؟ حالا اگر شخصی از شما سؤال کرد که آیا زید هست یا نه؟ و شما بگویید که زید هست؛ شارع روز قیامت یقۀ شما را میگیرد. آیا چون در اینجا اثر شرعی مترتب نشد؛ دروغ گفتید؟! یا شارع میگوید که تو حق نداشتی در اینجا استصحاب کنی؟! این هم یکی از موارد است دیگر! اخبار از بقاء زید مگر اثر شرعی است؟! پس در اینجا بنده دروغ گفتم؟! آیا چون اثر شرعی مترتب نشده است روز قیامت به من میگویند آقا شما کذاب بودید؟! شما حق نداشتید استصحاب کنید؟!
تلمیذ: در اینجا اختلاف مبنایی است. آقایان استصحاب را یک اماره و مجعول شرعی میدانند نه یک امر امضایی.
استاد: ما اصلاً این بحث اطلاق دلیل را کنار میگذاریم. ما وقتی که آن بحث اوّل را بکنیم دیگر نیازی به این بحث اطلاق نداریم. اگر ما بگوییم که اصل و مبنای شرع، ریشهاش ریشۀ عرفی است، دیگر اصلاً نیازی نداریم که قائل به تمسک اطلاقی «لا تنقض الیقین»1 بشویم و بگوییم که در اینجا مقیّد و مشروط نشده است.
- همان.
