
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی میکند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، بهویژه ضرورت بقای موضوع، میپردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح میکند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
توضیحات:
استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی میکند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، بهویژه ضرورت بقای موضوع، میپردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح میکند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
15بحث ما در این است که همین مبنای خشک و خالی آقایان را ما درنظر میگیریم. آقایان میگویند که در اینجا این استصحاب یک اصل شرعی است و شرع موظف است در ظرف اختیار و ترتّب احکام خودش، جعل کند. ما میگوییم که بسیار خوب، شارع گفته است که من استصحاب را برای شما جعل کردم و حجت قرار دادم. سؤال این است که آیا شارع گفته است در آنجا که اثر شرعی مترتب میشود استصحاب جاری است یا شما دارید بار میکنید؟! پس شما دارید بار میکنید!
شارع گفته است که من استصحاب را برای شما حجت قرار دادم. حالا فرق نمیکند؛ میخواهد این «لا تنقض الیقین بالشک» در عبادات باشد من قبول دارم، میخواهد در معاملات باشد من قبول دارم، میخواهد در مسائل حقوقی باشد بنده قبول دارم، در مسائل شخصی و موضوعی باشد قبول دارم، در حکمی باشد قبول دارم، در نعتی باشد قبول دارم، در ناعتی و ... باشد قبول دارم. هرچه میخواهد باشد، باشد. خیلی خوب الآن بنده بقاء زید را در اینجا استصحاب میکنم بدون اینکه هیچگونه اثر شرعی مترتب باشد. آیا چون اثر شرعی مترتب نیست، بنده دروغگو هستم؟!
تلمیذ: از دایرۀ شرع خارج است.
استاد: نهخیر، پس شما میگویید که اگر بنده در اینجا به شخصی گفتم که زید در اینجا وجود دارد، شارع در ظرف اعتبار میگوید که چون من این استصحاب را برای تو حجت قرار ندادم تو در اینجا دروغ گفتی.
تلمیذ: شارع این حکم را نمیکند.
استاد: چرا حکم نمیکند؟
تلمیذ: این حکم شارع نیست.
استاد: چرا حکم شارع نیست؟
تلمیذ: شارع این استصحاب را جعل کرده است.
استاد: من این را از شما میپرسم که آیا شارع این استصحاب من را در ظرف شرع قبول دارد یا ندارد؟ هیچ حکمی که خالی از حکم شارع نیست، اگر شارع پیش من باشد آیا میگوید درست گفتی یا میگوید درست نگفتی؟ کدام را میگوید؟ میگوید درست گفتی.
