
نقد دیدگاه مرحوم کمپانی در ترسیم موضوع برای عام
و اشارهای به مبحث انعقاد ظهور
نقد مبنای مرحوم کمپانی در موضوع عام و نقش ظهور در تخصیص، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم کمپانی را درباره تفکیک میان بعث حقیقی و بعث انشائی و تأثیر آن در ترسیم موضوع عام توضیح میدهد. سپس این مبنا را از زاویه کیفیت انعقاد ظهور در کلام مولا بررسی کرده و با مثالهای عرفی مانند «رأیت أسداً فی الحمام» نشان میدهد که ظهور نهایی یک جمله پس از ملاحظه تمام قیود، مخصصها و قرائن شکل میگیرد. در ادامه، مسئله تخصیص عام به وسیله خاص، تفاوت ظهور بدوی و ظهور نهایی، و نقش قرائن متصل و منفصل در کشف مراد متکلم تحلیل میشود. همچنین اشکالات مطرحشده درباره معنون شدن عام به نقیض خاص و مسئله تمسک به عام در شبهه مصداقیه مورد ارزیابی قرار میگیرد. حاصل بحث تبیین این نکته است که مراد مولا از ابتدا بر موضوع مقید به نقیض خاص منطبق است و ظهور نهایی کلام بر همین اساس شکل میگیرد.
نقد دیدگاه مرحوم کمپانی در ترسیم موضوع برای عام
5نظر سکاکی در فرد ادعائی
تلمیذ: بنا بر فرد ادعایی سکاکی چطور؟
استاد: فرقی نمیکند جان من، آن که در اینجا فرقی نمیکند.
تلمیذ: در اینجا رجل شجاع موضوعله حقیقی أسد میشود دیگر!
استاد: در آنجا دو فردِ ادعایی است، نه اینکه واقعاً حقیقی است. یعنی برای حقیقت، دو فرد را اعتباراً جعل میکنند؛ یک فرد، فردی است که شما را میخورد، یک هم فردی است که ادعاءً او را هم فرد حقیقی قرار میدهند؛ ادعاءً نه حقیقتاً. خُب این هم میشود مجاز، باز مجاز فرقی نمیکند، باز بنا بر رأی سکاکی مجاز، مجاز است منتها نحوۀ اخذ مفهوم در مجاز است که تفاوت دارد.
البته مطلب سکاکی، فقط در خصوص استعاره است؛ در آنجایی که علاقه، علاقۀ مشابهت باشد. اما اگر «أول»1 و امثالذلک باشد این بحث در آنجا نمیآید. بحث سکاکی در استعاره این است که آیا آن لفظ، در غیر از موضوعله خودش استعمال شده است که اصلاً وقتی که میگوییم: رأیت أسداً، از اوّل این أسد در رجل شجاع استعمال شده است، نه در حیوان مفترس؟
سکاکی میگوید که نه، جانم! وقتی که شما میگویید: رأیت أسداً؛ بالأخره آیا أسد در ذهنت میآید یا نمیآید؟! در ذهن میآید؛ آنوقت اگر در اینجا شما بخواهید بگویید که از اوّل أسد در رجل شجاع استعمال شده است، دیگر در اینجا مبالغهای نیست، دیگر در اینجا مسئلهای نیست. هیچ مبالغهای ندارد؛ رأیت أسداً یعنی رأیت رجلا شجاعاً فی الحمام، حالا بهخاطر اینکه اسم أسد را که روی آن حیوان مفترس است روی این هم آوردیم، از این نظر میگوییم که اینها به همدیگر بیتناسب نیستند. این کجا، یا اینکه بگویم اصلاً واقعاً أسد دیدم؛ آقا من شیر را دیدم.
و واقعاً شما در مقام محاوره هم همین را میگویید. میگویید: آقا دیدم ولی چه دیدم؟! در جنگ، شیری دیدم. یا مثلاً میگویید: آقا یک نفر آمد ببری بود، پلگنی بود. شیری بود! اگر بپرسند چیزی که دیدید واقعاً شیر بود؟ میگوید: نه آقا این یک طفل سیزده ساله بود رفت جلو و ... . اینکه میگوید: واقعاً شیر دیدم؛ میخواهد آن حالت تشابه را به تمام معنی الکلمه القاء کند، این را میخواهد بگوید ولی میشود ادعاءً، یعنی برای موضوعله أسد، دو فرد در اینجا درست میکند؛ یک فرد حقیقی درست میکند که هست، یک فرد هم ادعاءً درست میکند و میگوید که ما هم یک آدم را مثل شیر درست میکنیم.
- اصطلاحی در مبحث مجاز مرسل است.
