
تبیین اشکال دخول فرد مشکوک تحت عام
محصل مطالب جلسات گذشته
تمسک به عام در فرد مشکوک بعد از تخصیص، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مشهور اصولیان را درباره احراز دخول فرد مشکوک در عام پس از خروج از تحت مخصص بررسی میکنند و توضیح میدهند که این مبنا بر فرض بقای عنوان عام پس از تخصیص استوار است. سپس با تبیین مبنای خود، نشان میدهند که عام پس از ورود مخصص به عنوان نقیض خاص بازمیگردد و دیگر نمیتوان فرد مشکوک را بالوجدان داخل در عام دانست. در ادامه، رابطه میان ظهور و حجیت، نقش مخصص متصل و منفصل در انعقاد ظهور، و تفاوت ظهور بدوی با ظهور معتبر عرفی مورد تحلیل قرار میگیرد. حاصل بحث این است که در شبهات مصداقیه، تمسک به عام بدون احراز خروج فرد از تحت خاص امکانپذیر نیست و عام پس از تخصیص، موضوع و محدودهای متفاوت از ظاهر ابتدایی خود پیدا میکند.
تبیین اشکال دخول فرد مشکوک تحت عام
توضیحات:
تمسک به عام در فرد مشکوک بعد از تخصیص، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مشهور اصولیان را درباره احراز دخول فرد مشکوک در عام پس از خروج از تحت مخصص بررسی میکنند و توضیح میدهند که این مبنا بر فرض بقای عنوان عام پس از تخصیص استوار است. سپس با تبیین مبنای خود، نشان میدهند که عام پس از ورود مخصص به عنوان نقیض خاص بازمیگردد و دیگر نمیتوان فرد مشکوک را بالوجدان داخل در عام دانست. در ادامه، رابطه میان ظهور و حجیت، نقش مخصص متصل و منفصل در انعقاد ظهور، و تفاوت ظهور بدوی با ظهور معتبر عرفی مورد تحلیل قرار میگیرد. حاصل بحث این است که در شبهات مصداقیه، تمسک به عام بدون احراز خروج فرد از تحت خاص امکانپذیر نیست و عام پس از تخصیص، موضوع و محدودهای متفاوت از ظاهر ابتدایی خود پیدا میکند.
تبیین اشکال دخول فرد مشکوک تحت عام
4بله، اگر در جایی مسئله، مسئلۀ تنزیلی بود، شارع غیر علم را نازل منزلۀ علم قرار داده بود، در آنجا از نقطهنظر حجّیت، همردیف با علم قرار میگیرد. اگر مولا گفت که من فلان کس را عالم قرار دادم و لو اینکه ما قطع به عدم علم او داشته باشیم، در اینجا باز حکم اکرام علما روی او میآید. و لهذا ما باید ببینیم که منظور مولا در این قضیه چیست. مولا وقتی که میگوید: أکرم العلماء. اینطور نیست که فقط یک وجوب منحاز از لاتکرم الفساق را از ما خواسته باشد؛ نهخیر، ما باید أکرم العلمای مولا را با لاتکرم الفساق مولا در کنار هم قرار بدهیم، قاطی کنیم، مخلوط کنیم، عجین کنیم، بجوشانیم ببینیم از داخل آن چه درمیآید.
اگر أکرم العلماء را با لاتکرم الفساق در کنار هم قرار دادیم ماحصل این میشود که منظور مولا این است که من میخواهم عالمی را اکرام کنی که علم به عدالت او داشته باشی یا اینکه در تحت فسق داخل نباشد؛ این را من میخواهم. نهاینکه من میخواهم عالم را اکرام کنی؛ این یک مسئله؛ بعد هم فردا بگویم که فاسق را اکرام نکن، این هم یک مسئله. و بنابراین اگر شما شک کردید در اینکه این فاسق است یا فاسق نیست، دخول این در تحت أکرم العلماء محرز بالوجدان است، و عموم عام در اینجا شامل این خواهد شد؛ نهخیر، یک همچنین چیزی نداریم. بلکه منظور مولا این است که میخواهم عالم غیر فاسق را اکرام کنی و لازمۀ این، علم به عدم فسق مورد اکرام خواهد بود.
روی این حساب همانطوری که عرض شد دیگر بین هیچکدام از این موارد خاص متصل أکرم العلماء غیر الفاسقین، و بین استثای متصل أکرم العلماء إلاّ فساقهم، و بین مخصص منفصل أکرم العلماء و لاتکرم الفساق من العلماء، فرقی نخواهد بود.
بررسی تلازم ظهور با حجّیت
نکتهای که در اینجا میخواهم عرض کنم و در بحثی که میخواهیم شروع کنیم که بحث تخصیص لبّی هست بهدرد میخورد این است که ما در مسئلۀ ظهور و مسئلۀ حجّیت، اگر یادمان باشد این مطلب را عرض کردیم که هیچگاه حجّیت، دائر مدار ظهور نیست، اینطور نیست که در هرجا که ظهوری باشد در آنجا حجّیت است. بلکه ممکن است ما قائل به انفصال و افتراق بین این دو بشویم.
